دماي طبيعي بدن انسان 37 درجه ي سانتي گراد است، اما وقتي گرماي هوا به 37 درجه مي رسد، کلافه مي شويم. چرا؟ همه مي دانيم که دماي بدن انسان سالمي که تب ندارد، حدود 37 درجه ي سانتي گراد است. با اين همه، اگر چله تابستان گرماي هوا به 37 درجه برسد، احساس مي کنيم که هوا به طور طاقت فرسايي گرم شده است. واقعاً هم تحمل دماي 37 درجه بدون وسايل خنک کننده خيلي دشوار است. و حال آن که ظاهراً نبايد چنين باشد، چون 37 درجه دماي طبيعي بدن انسان است و مي بايد به آن عادت کرده باشد. اين تناقص از کجا ناشي مي شود؟ در واقع، دماي سطح بيروني بدن کمتر از حرارت مناطق مرکزي و دروني آن است، يعني حدود 33 درجه است. بدن انسان نوعي"ترموستات" دروني دارد که حرارت بدن را کنترل مي کند.[ترموستات يا"دماپا" اسباب خودکاري است براي ثابت نگه داشتن دما در يک فضا يا دستگاه. اين کار از طريق به کار انداختن اسباب گرم يا سرد کننده، بر اساس درجه ي از پيش تنظيم شده، انجام مي گيرد.] بدن انسان، براي اين که احساس راحتي کند، بايد همواره بتواند حرارت دروني خود را دفع کند، تا آن ترموستات طبيعي بتواند وظيفه ي کنترل حرارت را انجام دهد. اما وقتي دماي هوا به 37 درجه سانتي گراد مي رسد، براي بدن دفع حرارت دروني دشوار مي شود. مي گويند که انسان از جانداران"خونگرم" است، يعني مي تواند حرارت مرکزي بدن خود را همواره ثابت نگه دراد. اين کار از طريق ايجاد تعادل ميان گرماي دريافتي و گرماي از دست رفته انجام مي گيرد. معمولاً کارهاي عضلاني است که باعث ايجاد حرارت زياد مي شود، اما هر گونه فعاليت فيزيولوژيکي يا سلولي هم بر دماي بدن مي افزايد. بنابر اين، براي اين که دماي دروني بدن در حد 37 درجه ي سانتي گراد ثابت بتواند، بدن بايد با محيط اطراف خود به تبادل گرمايي بپردازد.

واکنش هاي بدن در برابر گرماي زياد

بدن انسان، براي اين که خنک تر بشود، از راه هاي مختلف حرارت دروني اضافي خود را از دست مي دهد، مثلاً از طريق تشعشع تابش هاي گرمايي فرو سرخ. حرکت و جابه جايي هوا در مجاورت سطح خارجي بدن نيز(از طريق جريان همرفت) بخشي از گرماي بدن را دفع مي کند، زيرا هوايي که در مجاورت بدن قرار دارد گرم مي شود، انبساط مي يابد، سبک تر مي شود و بالا مي رود، و جاي آن را هواي سردتر مي گيرد. يک راه ديگر براي خنک شدن بدن و کاهش گرماي آن، تبخير آبي است که در هواي بازدم وجود دارد، يا به صورت عرق کردن و به طور طبيعي از طريق پوست خارج مي شود. اما انتقال گرما توسط هوا ضعيف است، زيرا هوا عايق خوبي است. مؤثر بودن راه هايي که بدن براي دفع گرما بر مي گزينند، به شرايط محيط و فضاي پيراموني وابسته است. وقتي دماي هواي محيط 25 درجه ي سانتي گراد است، پوست انسان و هواي محيط در حالت تعادل گرمايي قرار دارند. اما وقتي هوا گرم تر مي شود، مرکز فرماني که وظيفه ي تنظيم حرارت بدن را دارد، واکنش نشان مي دهد. اين مرکز فرمان در"هيپوتالاموس" قرار دارد، و خود هيپوتالاموس هم در بخش زيرين مغز قرار گرفته و شامل مراکز حياتي تنظيم کننده ي فعاليت هاي غير ارادي انسان است. واکنش مرکز فرمان بدين ترتيب است که به رگ ها دستور مي دهد منبسط شوند تا انتقال گرماي دروني بدن به بيرون، از طريق جريان گردش خون، افزايش يابد. در نتيجه، سطح پوستي و بخش هاي انتهايي اعضاي خارجي بدن(دست و پاها) داغ مي شوند و در مجاورت هوا گرماي بيشتري را از دست مي دهند. اما هنگامي که دماي محيط خارجي بيشتر از دماي پوست است تنها راه دفع گرماي زيادي ترشح عرق است. مرکز فرمان عرق کردن نيز هيپوتالاموس قرار دارد. از چه هنگامي تحمل گرما براستي تحمل ناپذير است؟ پاسخ گويي بدين پرسش دشوار است، زيرا احساس ناراحتي در برابر افزايش گرما تا حدي امري فردي و شخصي است. وانگهي در درجه ي حرارت واحد و معيني، وزش باد جريان انتقال حرارت و تبخير را تسهيل مي کند و از ناراحتي مي کاهد، و حال آن که اگر رطوبت هوا زياد باشد، تحمل گرما باز هم دشوارتر مي شود، زيرا رطوبت هوا از تعريق جلوگيري مي کند. براي همين است که در هواي شرجي تحمل گرما دشوار است. در مناطق معتدله زمين کمتر کسي مي تواند دماي 37 درجه ي هوا را به راحتي تحمل کند، و حال آن که مردمان کشورهايي که در مناطق گرم و استوايي قرار دارند، بدن شان از نظر فيزيولوژيکي خود را با گرما مطابقت داده است. اين نکته را هم ياد آوري کنيم که تنها راه جلوگيري از"گرمازدگي" اين است که ميزان مصرف مواد غذايي را کاهش دهيم، کمتر به فعاليت هاي جسمي و عضلاني شديد بپردازيم، و آب بسيار بنوشيم تا جاي خالي آبي را که به صورت عرق دفع مي شود، پر کند.