دکتر غلامعلی پیمان (پدر جراحی لیزیک چشم)

غلامعلی پیمان دانشمند ایرانی-آمریکایی و از اعضای تالار مشاهیر چشم‌پزشکی جهان است.

Dr.Peyman.jpg

مهمترین دلیل شهرت وی ، اختراع عمل جراحی لیزیک است که به کمک آن افراد دارای ضعف بینایی می‌توانند بدون استفاده از عینک دید طبیعی خود را بازیابند.

وی در دسامبر ۲۰۱۲ میلادی برنده مدال ملی فناوری و نوآوری از سوی باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده شد.[۱][۲]

 

پیمان که متولد ایران، شهر شیراز است در ۱۹ سالگی برای تحصیل در رشته پزشکی عازم آلمان گردید و در سال ۱۳۴۱ خورشیدی موفق به کسب مدرک دکتری حرفه‌ای در رشته پزشکی عمومی در دانشگاه دویسبورگ شد. وی در سال ۱۳۴۸ خورشیدی دوره تخصص خود را در رشته چشم‌پزشکی در دانشگاه اسن آلمان به پایان رساند و برای دوره پسادکتری به ایالات متحده امریکا رفت و از سال ۱۳۵۰ خورشیدی به عنوان استادیار گروه چشم‌پزشکی در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس مشغول به فعالیت شد. ایشان در حال حاضر استاد دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه آریزونا میباشند [۳].

اختراع

او در سال ۱۳۶۸ خورشیدی با ثبت اختراع رسمی جراحی لیزیک انقلاب بزرگی در چشم‌پزشکی جهان ایجاد نمود و در سال ۱۳۸۴ با نظر بیش از ۳۰۰۰۰ نفر از چشم‌پزشکان جهان به عنوان یکی از اعضای تالار مشاهیر چشم‌پزشکی جهان شناخته شد.

از وی بیش از ۱۳۵ عنوان اختراع به ثبت رسیده است.

منابع

مشهورترین عکس دنیای فیزیک

پنجمین کنفرانس سالوی که در اکتبر 1927 / مهر 1306 در بروکسل بلژیک برگزار شد، میزبان بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان آن روزگار بود و عکس دسته‌جمعی این گروه، مشهورترین عکس دنیای فیزیک لقب گرفته است.

موسسه بین‌المللی فیزیک و شیمی سالوی (Solvay) در سال 1912 در بروکسل بلژیک و پس از برگزاری نخستین کنفرانس بین‌المللی سالوی در 1911 تاسیس شد. این موسسه در نیمه اول قرن بیستم بسیار مشهور بود و کنفرانس‌های بین‌المللی آن که هر چند سال یک‌بار برگزار می‌شد، شاهد دستاوردهای بسیار بزرگی بود.

مشهورترین این کنفرانس‌ها، پنجمین کنفرانس سالوی بود که در اکتبر 1927 / مهر 1306 با موضوع الکترون‌ها و پروتون‌ها برگزار شد. از 29 نفر فیزیک‌دان حاضر در کنفرانس، 17 نفر برنده جایزه نوبل شده بودند (یا در سال‌های بعد از کنفرانس برنده این جایزه شدند). موضوع این کنفرانس، بحث و بررسی در مورد نظریه کوانتومی بود که به‌تازگی ارایه شده بود و اصل عدم‌قطعیت هایزنبرگ به موضوع بحث داغ بین آلبرت اینشتین و نیلز بوهر تبدیل شده بود. اینشتین می‌گفت «خدا تاس نمی‌اندازد» و نیلز بوهر جواب می‌داد: «بس کن! به خدا نگو که چه‌کار کند».

حاضران در عکس، از راست به چپ
ردیف سوم (ایستاده): لئون بریلوئین - رالف فاولر - ورنر هایزنبرگ (نوبل فیزیک 1932) - ولفگانگ پائولی (نوبل فیزیک 1945) - ژولز امیل ورشافلت - اروین شرودینگر (نوبل فیزیک 1933)- تئوفیل دی‌داندر-ادوارد هرزن - پل اهرنفست- امیل هنریوت- آگوست پیکارد

ردیف دوم: نیلز بوهر (نوبل فیزیک 1922) - مکس بورن (نوبل فیزیک 1954) - لوییس دی‌بروگلی (نوبل فیزیک 1929) - آرتور کامپتون (نوبل فیزیک 1927) - پل دیراک (نوبل فیزیک 1933) - هنریک کرامرز - ویلیام براگ (نوبل فیزیک 1915) - مارتین نادسن - پیتر دبیه (نوبل شیمی 1936)

ردیف اول: اوون ریچاردسون (نوبل فیزیک 1928) - چارلز ویلسون (نوبل فیزیک 1927) - چارلز گویه - پل لانگه‌وین - آلبرت اینشتین (نوبل فیزیک 1921) - هنریک لورنتز (نوبل فیزیک 1902) - ماری کوری (نوبل فیزیک 1903 و نوبل شیمی 1911) - مکس پلانک (نوبل فیزیک 1918) - اروینگ لنگ‌مویر (نوبل شیمی 1932)

برگرفته از سایت جابربن حیان

دانشمند ايراني برنده عالي‌ترين مدال آمريکا

گروه علمي و فناوري: فهرست ۱۲ محقق و ۱۱ مخترع برنده مدال طلاي ملي «علوم و فناوري ۲۰۱۲ آمريکا» اعلام شد.
دانشمند ايراني برنده عالي‌ترين مدال آمريکا
 فهرست برندگان اين مدال که بالاترين مدال علوم و فناوري جمهوري فدرال آمريکاست، نام يک دانشمند ايراني را نيز در خود جاي داده است.برندگان، جوايز خود را سال آينده در مراسمي در کاخ سفيد دريافت خواهند کرد.
باراک اوباما، رييس جمهور آمريکا در بيانيه‌اي اعلام کرد: «من از تجليل اين مبتکران احساس غرور مي کنم. آنها نشان‌دهنده نبوغ و تخيلي هستند که اين ملت را بزرگ کرده و به ما تاثيرات عظيمي که چند ايده خوب در محيط کارآفريني دارند را يادآوري مي کنند.»مدال ملي علوم در سال ۱۹۵۹ بنيان نهاده شده و توسط بنياد ملي علوم براي کاخ سفيد اداره مي‌شود. مدال ملي فناوري و ابتکار در سال ۱۹۸۰ تحت حمايت اداره ثبت اختراع و نشان تجاري اداره بازرگاني آمريکا ايجاد شد. کميته‌هايي نامزدها را براي مدال علوم جهت مشارکت در پژوهش و مدال فناوري براي مشارکت در رقابت و کيفيت زندگي آمريکا انتخاب مي‌کنند.در ميان برندگان امسال، دکتر غلامعلي پيمان نيز حضور دارد. مهمترين دليل شهرت وي، اختراع عمل جراحي ليزيک است که به کمک آن افراد داراي ضعف بينايي مي‌توانند بدون استفاده از عينک ديد طبيعي خود را بازيابند.
دکتر پيمان در سال ۱۳۶۸ با ثبت اختراع رسمي جراحي ليزيک، انقلاب بزرگي در چشم‌پزشکي جهان ايجاد کرد و در سال ۱۳۸۴ با نظر بيش از ۳۰ هزار تن از چشم‌پزشکان جهان به عنوان يکي از اعضاي تالار مشاهير چشم‌پزشکي جهان شناخته شد.از وي بيش از۱۲۴ عنوان اختراع به ثبت رسيده است.
 

نابغه هایی که در دوران خود کودن شمرده می شدند

1. آلبرت اینشتین (Albert Einstein) در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!
2. توماس ادیسون (Thomas Alva Edison) که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!
3. بتهون (Ludwig van Beethoven) معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد گرفت"
4. پیکاسو (Pablo Picasso) یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!
5. هیلتون (Conrad Nicholson Hilton) که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالن ها و هتل ها را تمیز کند!
6. جیمز وات (James Watt) که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!  
7. امیل زولا (Émile François Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!  
8. ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte) مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!
9. لویی پاستور (Louis Pasteur) در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد!

تصویری از آخرین لحظات حیات پرفسور حسابی

 

شام در کنار تخت استاد سرد شده است. ظاهرا دیگر نیازی به خوردن غذا نیست.پزشکان و مسئولان بیمارستان دانشگاه به این نتیجه رسیدند که معالجه روی قلب استاد دیگر اثری ندارد.
لذا آنژیوکت چند دارو برای ادامه تپش قلب از رگ دست راست و آنژیوکت تزریق مسکن درد از دست چپ ایشان را خارج و حتی ماسک تامین اکسیژن که دیگر ریه ها قادر به تامین آن نبود را برداشته اند و تنها سنسورهای تپش قلب روشن است.
شگفت اینکه در چنین حالتی در کمال حیرت پزشکان و متخصصین بیمارستان کانتونال دانشگاه ژنو، پروفسور حسابی در آخرین لحظات حیات به چیزی جز مطالعه و افزایش دانش نمی اندیشد.
این تصویر منحصر به فرد را یکی از کارکنان خود بیمارستان به عنوان یک تصویر تکان دهنده و تاثیر گذار ثبت کرده است

روحش شاد یادش گرامی

ناسا برای ایران...؟؟؟

عجب نکنید؛ چون هیچ ادعایی در کار نیست و قرار هم نیست ناسا به ایران اسباب کشی کند اما مرور گوشه ای از لیست ایرانیان فعال در نــاسا گویای حق آب و گل داشتن ایرانی ها در آن سازمان فضایی بزرگ هست که جای بسی تامل دارد ...
ادامه نوشته

یادی از پدر زیست شناسی نوین ایران

3سال پیش دکتر محمود بهزاد ، پدر علم زیست شناسی نوین کشور در 94 سالگی در گذشت . او را یکی از پرچمداران جنبش علمی معاصر ایران می دانند ،جنبشی که اگر چه با تأخیر 3قرن پس از عصر روشنگری در جهان غرب ایجاد شد ؛ اما در نهایت توانست چهره ایران را به طور شگرفی از آلودگی های توهمات شبه علمی وخرافات پاک کند . استاد بهزاد از دوران کودکی علاقمندی به علم واستعداد استثنایی اش را نشان داد و در سال های پربار زندگی اش با انتشار آثار علمی معتبر در علوم زیستی ، پزشکی ،روانشناسی و... وآموزش افرادی که هر یک بعد ها جزو نخبگان کشور شدند نام خود را برای همیشه در زمره دانشمندان و فرهیختگان برتر کشور قرار داد. به گفته نزدیکان وآنمانی که دکتر بهزاد را می شناختند ، او ایمان داشت که عمومی کردن علم ، یکی از مهمترین راهبردهای پیشرفت کشور های عقب مانده است وتا زمانی که علم واندیشه علمی از دیوارهای حیاط دبیرستان ها، دانشگاها ومراکز علمی – تحقیقاتی فراتر نرود وبه متن فرهنگ وزندگی روز مره مردم وارد نشود ، نمی توان چندان به بالندگی وپیشرفت کشور  ،آنهم به مفهوم مدرن آن ،امید بست .

کاشف ساختار  DNA

 از فرانسیس کریک  در علم زیست شناسی سلولی به عنوان شخصیت برجسته جهانی یاد می شود . او دانشمندی است که در سال 1953به همراه دوست وهمکارش،جیمز واتسون، ساختار DNAرا کشف کرد .فرانسیس کریک ،در ژوئن1916در مستون فاول انگلیس چشم به جهان گشود . پدر وعمویش کارخانه تولید کفش  داشتندواز این رو زمینه نسبتا مناسبی برای رشد وپرورش فرانسیس نوجوان فراهم شده بود . او خیلی زود علاقه اش به علوم مختلف وکنکاش در کتاب ها را نشان داد .البته والدینش او را در کودکی به کلیسا سپردند ، اما فرانسیس در 12 سالگی از آنها خواست تا اورا مجبور به حضور در کلیسا نکنند واجازه دهند به تقویت بنیه علمی اش بپردازد .پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در مدرسه گرامر نور تمپتون راهی مدرسه هیل میل در لندن شد . او با بورسیه ای  که دریافت کرده بود به مطالعه مکانیک ، فیزیک وشیمی مشغول شد . در 21سالگی ودر حالی که برای ورود به دانشگاه کمبریج ناکام ماند ه بود ،راهی دانشگاه کالج لندن شد . از همان دوران وبخصوص با اخذ مدرک دکتری ، به مطالعه زیست شناسی سلولی وساختار DNAمشغول شد و در سالهای بعد وآغاز دوستی با واتسون ، تحول علمی بزرگی در وی ایجاد شد .
    این دوستی در سال 1951 شروع شد . واتسون تنها 23سال داشت ، اما درک خوبی از فرانسیس با تجربه پیدا کرده بود . این دوستی در سال 1953 ثمره تاریخی خود را نشان داد ، چون آنها طرح کلی مارپیچی دوتایی مولکول DNAرا ارائه کردند .فرانسیس در سالهای پایانی عمرش با دانشمندی همچون برینر همکاری گسترده ای را در زمینه زیست شیمی وعلم ژنتیک آغاز کرد که به ارائه ایده هایی در خصوص ترکیبات پروتئنی وکد های ژنتیکی منجر شد . کریک در سال 2004 در گذشت . در آن سال محافل علمی وزیست شناسی سراسر جهان از مرگ وی یشدت متآثر شدند . فرانسیس کریک نقش چشمگیری در رشد وتوسعه دانش زیست شناسی سلولی داشته ودستاورد تاریخی اش در زمینه ساختار DNA ،او واتسون را برای همیشه در تاریخ علم ماندگار کرد

کاشفان بزرگ جهان

آسپرین                           درسر                    آلمانی              1889
اتر بیهوشی                     لانگ                    آمریکایی           1842
اشعه ایکس                     کنراد رونتگن           آلمانی              1895
اکسیژن خالص                 ژوزف پریستلی        انگلیسی            1774    
الکل                             زکریای رازی           ایرانی              قرن چهارم هجری
انسولین                         بانتینگ – بست         کانادایی            1923  
پنی سیلین                       فلمینگ                   اسکاتلندی           1929
جاذبه زمین                      نیوتن                     انگلیسی             1667
جدول تناوبی عناصر           مندلیف                   روسی               1874
جوهر گوگرد                    زکریای رازی          ایرانی                قرن چهارم هجری
رادیوم                           مادام کوری             لهستانی                1898
قند                               مارگراف                آلمانی                  1747
کلسیم                            داوی                    انگلیسی                 1808
گردش خون                    ویلیام هاروی            انکلیسی                1628
میکروب                       لویی پاستور              فرانسوی               1857
میکروب سل                  رابرت کخ                آلمانی                  1882
میکروب دیفتری              فردریک لوفر           آلمانی                   1880
میکروب جذام                 هانس                      آلمانی                  1784
میکروب طاعون              الکساندر یرسن          آلمانی                   1984
میکروب کزاز                نیکولایر                  آلمانی                    1884
میکروب وبا                   رابرت کخ               آلمانی                    1883
ید                                کورتوی                فرانسوی                1811

108سال با نوبل فیزیک/ 185 صاحب نوبل فیزیک را بشناسید

جایزه نوبل فیزیک همانند نوبل پزشکی از سال 1901 از سوی آکادمی سلطنتی علوم سوئد به برجسته ترین دانشمندان علم فیزیک اعطا شده است. این جایزه بزرگ علمی در مدت 108 سال به 185 فیزیکدان برحسته دنیا اهدا شده است.
ادامه نوشته

لامارک

ژان باپتیست لامارک( ‎Jean-Baptiste Lamarck  ) یک زیست شناس فرانسوی بود که شهرتش به تلاش های وی در زمینه توضیح دادن فرایند تکامل مربوط می شود. او این نظر را عنوان کرد که ویژگی های اکتسابی هر فرد در طول زندگی وی ، می تواند به نسل بعد انتقال یابد و در نتیجه، هر نسل از نسل قبلی کارامدتر می شود. لامارک عقیده داشت که زرافه ها برای رسیدن به برگ های بالای درختان، گردن خود را دراز کرده اند و سپس ویژگی گردن دراز بودن را به نسل بعد انتقال داده اند. بر اساس نظریه وی، فردی که با تمرین به یک ورزشکار و قهرمان تبدیل می شود، باید فرزندان ورزشکاری داشته باشد. نه لامارک و نه هیچ کس دیگر نمی توانست شاهد و مثالی برای این نوع از تکامل ارائه دهد و بنابراین افراد معدودی نظریه او را باور کردند. سلول های بدن و سلول های تولید مثل کاملاً مجزا از هم هستند و فقط ژن های موجود در سلول های تولید مثل به نسل بعدی انتقال می یابند.

این تئوری بسیار موفقیت‌آمیز بود و به اشاعه اندیشه تکامل کمک کرد. اما سرانجام معلوم شد که نظر لامارک، نادرست است. اینکه استفاده و عدم استفاده از اندامها ‌به کسب صفتی می‌انجامد، درست است . ولی اشتباه لامارک در این بود که بر خلاف عقیده او صفات اکتسابی به ارث نمی‌رسند . یکی از تلاشهای آزمایشی مشهور که لامارکسیم را باطل ساخت، به‌وسیله واهیمان، زیست شناس قرن ۱۹ صورت گرفت، که نشان داد از تولید مثل موشهایی که دمشان را بریده‌اند ، موشهای دارای دم طبیعی ایجاد می‌شود.

نكاتي جالب از نظريه معروف دكتر حسابي

einstein and Godel.jpg    

راز پیشرفت غربی ها

پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:    وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد    یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است    بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست    آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.

لیست 10 تن از دیوانه ترین دانشمندان جهان

لیست دیوانه ترین دانشمندان جهان که توسط نشریه ای علمی منتشر شده است به معرفی 10 نفر از نابغه های تاریخ بشر می پردازد که در عین ارائه ابداعاتی که حیات بشر را متحول کرده اند از خصوصیات رفتاری عجیبی نیز برخوردار بوده اند.

دانشمندان بزرگی که نام آنها در تاریخ بشر به عنوان بزرگترینها به ثبت رسیده است در زمان حیات خود نسبت به دیگر افراد به گونه ای غیرعادی به شمار می آمده اند. این افراد با هوش بسیار بالای خود نه تنها طرحی جدید و گاه غیرعادی را به زندگی بشر افزودند، بلکه دیدگاه انسان نسبت به جهان را به طور کل تغییر دادند.
نشریه علمی لایوساینس به منظور معرفی این افراد که در دوره خود از برترینها به شمار می رفته اند، طی گزارشی جالب لیست 10 نفر از این دانشمندان که به دلیل بالا بودن بیش از حد سطح هوشی از نظر بسیاری از افراد زمان خود دیوانه به شمار می رفته اند را با عنوان "لیست 10 تن از دیوانه ترین دانشمندان جهان" منتشر کرده است.
یوهان کونراد دیپل: وی در کشور آلمان و در قلعه ای به نام فرانکشتاین متولد شده و رشد کرد. در قرن 17 میلادی وی به عنوان یک شیمی دان موفق به ابداع رنگدانه آبی پروس یکی از اولین رنگهای شیمیایی ترکیبی در جهان شد. اما اصلی ترین و بی پایان ترین تلاش وی که شهرت زیادی را نیز برایش به ارمغان آورد تلاش برای کشف اکسیر حیات یا نامیرایی است. شایعاتی که درباره آزمایشهای وی بر روی اجساد انسانها وجود داشته است الهام بخش شکل گیری شخصیت افسانه ای داستان فرانکشتاین بوده است.
وارنر ون براون: وی در سن 12 سالگی قطار اسباب بازیش را از ترقه پر کرده و در میان خیابانی شلوغ در آلمان منفجر کرد. این عمل نشانه از پدیده ای بود که در آینده در حال وقوع بود. وی در نهایت به عنوان مغز برنامه های موشکی V-2 هیتلر به عنوان اسیر جنگی به زندان افتاد و سپس راه خود را به سوی فضا و اکتشافات فضایی باز کرد. وی در حالیکه در برنامه های فضایی آمریکا دست داشت به عنوان استاد فلسفه و غواصی نیز مشغول به کار بود.
رابرت آپنهایمر: رئیس پروژه منهتن که به منظور تولید اولین بمب اتمی جهان راه اندازی شده بود، هرگز در ابراز احساس خود در رابطه با جامعه گرایی و حس کشمکش و ناسازگاری درباره بمباران اتمی ابایی نداشت. به طوریکه تمامی نیروی سیاسی و دانشگاهی خود را بر روی این موضوعات متمرکز کرد. وی با وجود این مجادله ها و درگیریها به عنوان مردی شناخته می شود که زبانهای آلمانی و هندی را تنها به این منظور آموخت تا در هنگام آزمایش اولین بمب اتم خود قسمتهایی از کتاب مقدس هندوها را به عنوان خطابه بیان کند.
فریمن دیسون: وی در زمینه های علم فیزیک و نویسندگی داستانهای علمی تخیلی بسیار چیره دست بوده است. دیسون در سال 1960 نظریه ای را مبنی بر نیاز انسان در تولید لایه ای محافظتی برای محاصره منظومه خورشیدی و حداکثر استفاده از نور خورشید ارائه کرد. این لایه اکنون با عنوان لایه دیسون شناسایی می شود. دیسون عمیقا به حیات ماورایی اعتقاد داشته و بر این باور بود انسان طی چند دهه آینده قادر به برقراری ارتباط با موجودات ماورائی خواهد بود.
ریچارد فین مان: وی نیز یکی از نابغه هایی بود که در پروژه منهتن حضور موثری داشته و در تیم نخبه هایی بود که بمب اتم را تولید کردند. فین مان یکی از مهمترین دانشمندان قرن بیستم میلادی به شمار می رود. وی در کنار مشغله خود به عنوان یک فیزیکدان به موسیقی و طبیعت علاقه بسیاری داشت و موفق به رمزگشایی خط هیروگلیف مایانها شده بود.


جک پارسونز: وی در عین حال که از پایه گذاران لابرات وار رانشی جت به شمار می رود به صورت مداوم به تمرین جادو و جادوگری می پرداخته است. این دانشمند مرموز و فعال در زمینه علوم فضایی از تحصیلات رسمی برخوردار نبود و در عین حال ریاست تولید راکتی سوختی برای هدایت ایالات متحده به فضا را در دست داشت. وی طی حادثه ای ناگوار در حال انجام آزمایشهایی در محل سکونت خود در اثر انفجاری بزرگ از دنیا رفت.
جیمز لاولاک: این دانشمند زیست محیطی مدرن و مخترع فرضیه بزرگ جهان ابر ارگانیسم، در ارائه پیش بینی های وحشتناک درباره تغییرات جوی شهرت زیادی داشته است که اکنون می توان به خوبی دید بسیاری از پیش بینی های وی به حقیقت پیوسته اند. بر اساس پیش بینی وی مرگ تدریجی در حدود 80 درصد از جمعیت بشر تا سال 2100 امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.
نیکولا تسلا: تسلا فردی است که در هنگام روشن کردن یک سوئیچ بزرگ الکتریکی باید تصویر وی را در ذهن داشت. وی به عنوان مخترع رادیوی بی سیم و ژنراتورهای AC که کلید آغاز عصر الکتریک به شمار می رود، شناخته می شود. وی همچنین به عنوان نابغه دیوانه نیز شناخته می شد زیرا بسیار کم خوابیده و از بدن خود به عنوان ابزاری رسانا برای نمایش دستاوردهایش در جمع استفاده می کرد.
لئوناردو داوینچی: این دانشمند و نقاش محبوب ایتالیایی به گونه ای از میان تمامی شاهکارهای دوران رنسانس این فرصت را پیدا می کرد تا به جهان نامتعارف نیز سرکی بکشد. در کتاب طراحیهای این دانشمند ایتالیایی که اکثرا به صورت قرینه نگاشته شده، سرزمین عجایبی از ماشینها و طراحی های شگفت انگیز نهفته است که بسیاری از آنها نهفته باقی مانده و برخی از آنها از جمله طرح هلی کوپتر اولیه وی قرنها بعد به واقعیت تبدیل شد.
آلبرت اینشتین: وی به طور قطع با ارائه نظریات فیزیکی متعددی که جهان را متحول ساخته از نابغه ترینهای این لیست 10 نفره به شمار می رود. وی علم فیزیک را با ارائه نظریه نسبیت احیا کرده و در زمینه های گرانش و کوانتم به موفقیتهای زیادی دست یافت. وی همچنین به مسابقه دادن با قایق بادی اش در روزهای بدون باد تنها به منظور قدرت نمایی بسیار علاقه مند بود.

زندگی نامه، خصوصیات و خدمات دکتر محمود حسابی

سید محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

ادامه نوشته

الکساندر گراهام‌بل

الکساندر گراهام‌بل مخترع تلفن به سال 1847 در شهر «ادینبورو» اسکاتلند متولد شد. وی گرچه چند سالی بیش به مدارس رسمی نرفت ولی با همت خودش و تلاش خانواده‌اش از تحصیلات ممتازی برخوردار گردید.

ادامه نوشته

دانشمندان ایرانی

بعد از حمله اعراب و دوره اسلامی :

روزبه:دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهای بصره و كوفه    
یعغوب بن طارق
: (مرگ در 796 م / 180 ه )احتمالا از نژاد ایرانی ستاره شناس           
نوبخت 
:( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ایرانی كه تحت سر پرستی خالد بن برمك كه وی نیز ایرانی بود طرح بغداد را انجام داد            
ماشاءالله (مناسه) 
; ( مرگ در 815 یا 820 م ) یهودی ایرانی الاصلی كه در پروژه شهر بغداد با نوبخت همكاری میكرد          
ابوسهل فضل بن نوبخت 
:( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختی ستاره شناس و كتابدار هارون الرشید          
ابو موسی جابرین حیان 
: در 160 هجری قمری در كوفه بر آمد - اهل توس ، شیمیدان و كانی شناس و ستاره شناس    
بنو موسی ( محمد ، احمد و حسن ) 
: سده سوم هجری - خراسانی الاصل ، مهندس مكانیك ، هندسه دان ، و ریاضی دان            
ابو سعید ضریر جرجانی (گرگانی )
: مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و ریاضی دان       
سهل طبری 
: در اوایل سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشك     
احمدبن محمد نهاوندی
: ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) - در جندی شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زیج         
یحیی بن ابی منصور
: ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ایرانی كه در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زیج، نوه اش هارون بن علی هم ستاره شناس و مؤلف زیج بود      
خالد بن عبدالملك مرورودی 
: اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خلیفه عباسی بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند  

ادامه نوشته

دانـشـمـندان  ایـرانـی  دوران  بـاسـتـان

شامل ایرانیان مهندس ، ستاره شناس ، شیمیدان ، ریاضیدان ، فیزیكدان ، صنعتگر ، پزشك ، جغرافیدان ، فیلسوف ، طبیعی دان ، مخترع ، مكتشف و نظریه پرداز

قبل از حمله اعراب و دوره اسلامی :

اسكیلاس- دوره هخامنشی (زمان حكومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مكتشف و مهندس سازنده قنات        

ستاسپ- دوره هخامنشی ( زمان حكومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.)  دریا نورد و مكتشف 

بوبراندا-دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس       

آرتاخه-دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده كانال آتوس          

استانس- دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموكریتوس   

برازه- دوره ساسانی (زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا كننده شهر فیروز آباد         

برانوش- دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر           

فرغان- دوره ساسانی- سازنده تاق كسرا       

جهن برزین- دوره ساسانی - سازنده تخت (تاقدیس)       

شیده- دوره ساسانی - سازنده كاخ خورنق

ابولؤلؤ(فیروز) -  قاتل عمربن خطاب (خلیفه اعراب و متجاوز به ایران) - هنرمند ، صنعت كار و سازنده آسیاهای بادی

انيشتين سر سفره هفت سين دكتر حسابي

به نقل از كتاب خاطرات مهندس ايرج حسابي

در زمان تدريس در دانشگاه پرينستون دكتر حسابي تصميم مي گيرند سفره ي هفت سيني براي انيشتين و جمعي از بزرگترين دانشمندان دنيا از جمله "بور"، "فرمي"، "شوريندگر" و "ديراگ" و ديگر استادان دانشگاه بچينند و ايشان را براي سال نو دعوت كنند. آقاي دكتر خودشان كارتهاي دعوت را طراحي مي كنند و حاشيه ي آن را با گل هاي نيلوفر كه زير ستون هاي تخت جمشيد هست تزئين مي كنند و منشا و مفهوم اين گلها را هم توضيح مي دهند. چون مي دانستند وقتي ريشه مشخص شود براي طرف مقابل دلدادگي ايجاد مي كند. دكتر مي گفت: " براي همه كارت دعوت فرستادم و چون مي دانستم انيشتين بدون ويالونش جايي نمي رود تاكيد كردم كه سازش را هم با خود بياورد.


همه سر وقت آمدند اما انيشتين 20دقيقه ديرتر آمد و گفت چون خواهرم را خيلي دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ايرانيان را ببيند. من فورا يك شمع به شمع هاي روشن اضافه كردم و براي انيشتين توضيح دادم كه ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاي خانواده شمع روشن مي كنيم و اين شمع را هم براي خواهر شما اضافه كردم. به هر حال بعد از يك سري صحبت هاي عمومي انيشتين از من خواست كه با دميدن و خاموش كردن شمع ها جشن را شروع كنم. من در پاسخ او گفتم : ايراني ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنايي را نگه داشته اند و از آن پاسداري كرده اند. براي ما ايراني ها شمع نماد زندگيست و ما معتقديم كه زندگي در دست خداست و تنها او مي تواند اين شعله را خاموش كند يا روشن نگه دارد."

آقاي دكتر مي خواست اتصال به اين تمدن را حفظ كند و مي گفت بعدها انيشتين به من گفت: " وقتي برمي گشتيم به خواهرم گفتم حالا مي فهمم معني يك تمدن 10هزارساله چيست. ما براي كريسمس به جنگل مي رويم درخت قطع مي كنيم و بعد با گلهاي مصنوعي آن را زينت مي دهيم اما وقتي از جشن سال نو ايراني ها برمي گرديم همه درختها سبزند و در كنار خيابان گل و سبزه روييده است."

بالاخره آقاي دكتر جشن نوروز را با خواندن دعاي تحويل سال آغاز مي كنند و بعد اين دعا را تحليل و تفسير مي كنند. به گفته ي ايشان همه در آن جلسه از معاني اين دعا و معاني ارزشمندي كه در تعاليم مذهبي ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شيريني هاي محلي از مهمانان پذيرايي مي كنند و كوك ويلون انيشتين را عوض مي كنند و يك آهنگ ايراني مي نوازند. همه از اين آوا متعجب مي شوند و از آقاي دكتر توضيح مي خواهند. ايشان مي گويند موسيقي ايراني يك فلسفه، يك طرز تفكر و بيان اميد و آرزوست. انيشتين از آقاي دكتر مي خواهند كه قطعه ي ديگري بنوازند. پس از پايان اين قطعه كه عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انيشتين كه چشمهايش را بسته بود چشم هايش را باز كرد و گفت" دقيقا من هم همين را برداشت كردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سين را ببيند.

آقاي دكتر تمام وسايل آزمايشگاه فيزيك را كه نام آنها با "س" شروع مي شد توي سفره چيده بود و يك تكه چمن هم از باغبان دانشگاه پرينستون گرفته بود. بعد توضيح مي دهد كه اين در واقع هفت چين يعني 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع مي شود به نشانه ي رويش. ماهي با "م" به نشانه ي جنبش، آينه با "آ" به نشانه ي يكرنگي، شمع با "ش" به نشانه ي فروغ زندگي و ... همه متعجب مي شوند و انيشتين مي گويد آداب و سنن شما چه چيزهايي را از دوستي، احترام و حقوق بشر و حفظ محيط زيست به شما ياد مي دهد. آن هم در زماني كه دنيا هنوز اين حرفها را نمي زد و نخبگاني مثل انيشتين، بور، فرمي و ديراك اين مفاهيم عميق را درك مي كردند.


بعد يك كاسه آب روي ميز گذاشته بودند و يك نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقاي دكتر براي مهمانان توضيح مي دهند كه اين كاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ي فضاست و نارنج نشانه ي كره ي زمين است و اين بيانگر تعليق كره زمين در فضاست. انيشتين رنگش مي پرد عقب عقب مي رود و روي صندلي مي افتد و حالش بد مي شود. از او مي پرسند كه چه اتفاقي افتاده؟ مي گويد : "ما در مملكت خودمان 200 سال پيش دانشمندي داشتيم كه وقتي اين حرف را زد كليسا او را به مرگ محكوم كرد اما شما از 10هزار سال پيش اين مطلب را به زيبايي به فرزندانتان آموزش مي دهيد. علم شما كجا و علم ما كجا؟!"

خيلي جالب است كه آدم به بهانه ي نوروز، فرهنگ و اعتبار ملي خودش را به جهانيان معرفي كند.


اینیشتین وبرگشت روح وعجایب زندگی او


چگونه یك حدیث، اینشتین را شگفت‌زده كرد؟

هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است كه احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

«آلبرت اینشتین» فیزیكدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی اركلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) كه در سال ۱۹۵۴ در آمریكا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را كامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن كریم و احادیثی از كتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است كه هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است كه احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یكی از این حدیث‌ها حدیثی است كه علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اكرم (ص) نقل می‌كند كه: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارك پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینكه پیامبر اكرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌كنند كه پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیكی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیكی اثبات می‌كند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عكس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.

اینشتین در این كتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد كرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد كرده است.

اصل نسخه این رساله اكنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با كمك یكی از اعضاء شركت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای ۳ میلیون دلار از یك عتیقه‌فروش یهودی خریداری كرد.

دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چك شده و تأیید گشته است.
خبرگزاری ابنا

 

 

9 ویژگی عجیب آلبرت اینشتین!

9 موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد.همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم .

9 موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد.همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم .

او با سر بزرگ متولد شد :

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت .
 

اوخیلی دیر زبان باز کرد:
یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی اینشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل اینشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی اینشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد.
 

حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود نبود : 

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.یا بطور مثال انیشتین سرعت صوت را از حفظ نمیدانست و وقتی از وی دراین مورد سوال میکردند میگفت اینها چیزهایی است که همه آنرا میدانند پس من وقتم را برای دانستن آنها تلف نمیکنم!
 

او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود :
انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد. 
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.
  

او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد:
درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد. 
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت :
انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. 
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟
 

او فقط يكبار رانندگي كرد :
انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت. 
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد. 
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟ 
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند. 
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد. 
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت. 
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. 
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

الهام گر او يك قطب نما بود :
انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود. 
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند .
 

راز نهفته در نبوغ او :
بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد. 
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد. 
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد. 
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.

چگونه مانند آلبرت اینشتین فکر کنیم؟

این روز‌ها که جرات دیوانگی کم است...

دو قرن تمام ، والا حضرت آیزاک نیوتن پادشاه بی رقیب و قدرت مند فیزیک بود. نظام نیوتنی حرف آخر را در مسائل بنیادی علم و تصویر نهایی جهان می‌زد.
به یک باره دلاوری دیوانه، بر پادشاه شورید . شوالیه آلبرت اینشتین با نظریه ی نسبیت اش پادشاه را از تخت سلطنت به زیر کشید.
این دیوانگی لازمه ی چرخش در تاریخ علم و نحوه ی تفکر انسان هاست. برای پیش برد علمِ نوین، ناگزیریم اندیشه های دیوانه کننده ای مطرح کنیم که از دیدگاه های سنتی کاملا گسسته باشند. اندیشه هایی معماگونه.
فقط یک نابغه می‌تواند جرات چنین دیوانگی ای را به دل راه دهد. انباشت ارقام و اطلاعات در مغز، دلیل بر نبوغ نیست. نابغه با دیوانگی اش، در شناخت پیشین دخالت می‌کند. و آلبرت اینشتین چنین دیوانه ای بود- یا به عبارتی دیگر چنین نابغه ای- . قبل از او گذر از مفاهیم نیوتنی به تصویری جدید از جهان هیچ گاه این چنین قاطع و معما گونه نبوده است. این گذار در واقع نه فقط تعمیم و تکمیل کاری بود که نیوتن شروع کرده بود، بلکه انقلابی نیز در علم به راه انداخت.

ادامه نوشته

دانشمندان ايراني در جهان

 

ادامه نوشته

ملاقات دکتر حسابی با پدر علم فیزیک انیشتین

einstein and Godel.jpg
ادامه نوشته

لامارک

 
در قرن نوزدهم اندیشه ی پیوستگی جانداران و پیوستگی تاریخی آنها یعنی نظریه ی تکامل به فکر معدودی از متفکران رسیده بود یک از تئوری های مهم تکاملی از لامارک زیست شناس فرانسوی است که به سال 1809 به چاپ رسید لامارک برای بیان چگونگی وقوع تکامل دو نظریه استعمال وعدم استعمال اندام ها و ارثی بودن صفات اکتسابی را عنوان کرد وی مشاهده کرده بود که اگر اندامی از بدن یک جاندار اسعمال شود بزگ وکار آمد تر می شود و اگر عضوی به کار نیفتد کوچک می شود0تحلیل می شود .بنابراین  جانداران در نتیجهی ناهماهنگی در استعمال وعدم استعمال اندام های مختلف بدن در طول عمر خود ممکن است تا حدی تغییر یابد وبعضی صفات را کسب کند لامارک این ونه صفات اکتسابی را وراثتی وقابل انتقال به اختلاف می پنداشت بر اساس این طرح لامارک تکامل تا حدی به صورت زیر روی میدهد فرض میشود که جانور کوتاه گردنی قدیمی ازبرگهای درختان تغذیه می کند وقتی که برگهای شاخه های پایین را می خورد برای دستیابی به برگهای شاخه های بالاتر ناگزیر است گردنش را دراز کند 0 یک عمر دراز کردن گردن باعث می شود که اندکی بر طول گردن افزوده شود واین افزایش اندک طول گردن را اولاد ان جانور به ارث می برند چنین افرادی نیز به نوبه خود از برگهای درختان  تغزیه و کوشش می کنند که گردن خود را هر چه بیشتر دراز کنند واین کار نسلهای پی در پی ادامه می یابد0حاصل ان کوشش پدید امدن جانوری با گردنی بسیار بلند مثل زرافه کنونی.
 این تئوری بسیار موفقیت  امیز بود وبه اشاعه اندیشه تکامل کمک بسیار کرد 0اما  سرانجام معلوم شود که نظر لامارک نادرست است0 اینکه استعمال اندامها به کسب صفتی می انجامد کملا درست است0 مثلا همه کس می داند که ورزش  مداوم ماهیچه را قوی می کند0

سخنان بزرگان

·         ایمان ، ماده ی اصلی و خمیر مایه ی دست یابی به آرزوهاست . (( هنری فورد ))

·         من تنها يك چيز مي‌دانم و آن اينكه هيچ نمي‌دانم. (سقراط)

·         فرصت های کوچک ، اغلب آغاز کارهای بزرگ اند . ((  موستن  ))

·         آفت كار، دلبستگي نداشن به آن است. (امام  رضا «ع»)
هدف های باشکوه ، دریچه ای به دنیای بیکران است . (( رابینز ))

·         آغاز زندگی هر کس زمانی است که جهت زندگی خود را تعیین می کند . (( هیلتون ))

·         دروغ مانند برف است که هرچه آنرا بغلتانند ، بزرگ تر می شود . (( لوتر  ))

·         وقتی با مشکلی روبرو شدید ، اگر بترسید ، نصف قدرت خود را از دست داده اید . (( مارک تواین ))

·         فرق بین خوب و عالی ، فقط اندکی تلاش بیشتر است . ((  کلارنس مان  ))

·         شكيبايي در مصيبت، از نشانه هاي مؤمن است. (مولاي متقيان)

·         هرگز غصه ای نداشته ام که یک ساعت مطالعه ، آن را برطرف نکرده باشد . ((  مونتسکیو  ))

·         بالاترين ارزش براي انسان اينست كه راهي به شناخت خويش پيدا كند. (امام علي «ع»)

·         وجود نبوغ ، حاصل یک درصد الهام و نود و نه درصد تلاش درونی است .  (( ادیسون ))

·         هیچ تنهایی وحشتناک تر از خودپسندی نیست . ((  امام حسین  ( ع )   ))

·         اانسان همان چيزي است كه خود باور دارد. (آنتوان چخوف)

·         كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند گول مي خورد. (مثل فرانسوي)
هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا مي‌كني. (نيما يوشيج)

·         تحمل امروز تو، مقدمه آسايش فرداي توست. (بودا)

·         دوست نادان موجب رنج انسان است . ((  امام حسن عسکری  ( ع )   ))

·         خردمند كسي است كه كردارش، گفتارش را تصديق كند. (امام علي «ع»)

·         دانایی ، توانایی است و آن چه به جهان شکل می دهد ، قدرت اندیشه هاست .  ((  سارتر  ))

·         طبیعت ، زمان و بردباری سه پزشک بزرگ هستند . ((  هنری جورج بون  ))

·         پيروزي، به دور انديشي و محكم كاري است. (امام علي «ع»)
زينت انسان در سه چيز است ؛ علم، محبت، آزادي. (افلاطون)

·         کار کن ، پیش از آنکه نیازمندی تو را وادار به کار کند .  (( فرانکلین  ))

·         عاقل تر از همه کسی است که با مردم ، بیشتر مدارا کند . ((  حضرت محمد  ( ص )   ))

 

الكساندر ولتا

ادامه نوشته

ابوريحان بيروني

  ابوريحان بيروني

ابوريحان محمدبن‌احمد بيروني(440-362 هجري قمري)، دانشمند برجسته‌ي ايراني، در رشته‌هاي گوناگون دانش، رياضي، جغرافيا، زمين‌شناسي، مردم‌شناسي، فيزيك و اخترشناسي، سرآمد روزگار خود بود. او از نخستين دانشمنداني است كه در نوشته‌هاي خود به پيشينه‌ي تاريخي يك موضوع علمي پرداخته است. اندازه‌گيري چگالي 18 فلز و سنگ گران‌بها، اندازه‌گيري قطر و محيط زمين، شيوه‌اي نو براي طراحي نقشه‌هاي جغرافيايي، اندازه‌گيري فاصله‌ي بين شهرها، پژوهش در باورها و تاريخ مردم هندوستان و تهيه‌ي فهرست كتاب‌هاي زكرياي رازي، از كارهاي ماندگار اوست.

 

ادامه نوشته

اروين شرودينگر

فيزيكدان اتريشي (۶۱۱۹-۸۸۷۱) Erwin Schrodinger فيزيك مكانيك كوانتوم ۳۱۹۳

شرودينگر، فرزند يك كارخانه دار ثروتمند ويني، تحصيلات دبيرستاني و دانشگاهي اش را در شهر زادگاهش به پايان رساند و در سال ۱۹۱۰ موفق به كسب درجه دكترا شد. پس از پايان خدمت در رسته توپخانه ارتش طي جنگ جهاني اول و پيش از كسب كرسي پروفسور ماكس پلانك در دانشگاه برلين (۱۹۲۶) در دانشگاه هاي آلماني زبان گوناگوني به تدريس پرداخت. اما به زودي مخالفت شرودينگر با نازي ها باعث شد كه نخستين دوران تبعيدش را در دانشگاه آكسفورد انگلستان، سپري كند. پس از چندي احساس غربت او را واداشت تا تسليم وسوسه همكاري با دانشگاه گريز اتريش، شود اما به زودي بار ديگر و حتي بيش از پيش خود را تحت استيلاي حكومت نازي يافت. از اين رو او چاره اي جز فرار نداشت. اما آنقدر خوش شانس بود كه توسط نخست وزير جمهوري ايرلند، ايمون دو والرا، كه خود رياضي دان بود، به انستيتوي تازه تاسيس «مطالعات پيشرفته» در دوبلين دعوت شود. وي كارش را در آنجا از ۱۹۳۳ تا هنگام بازنشستگي اش در ۱۹۵۹ ادامه داد و در اين فاصله سمينارهاي بسياري را برگزار كرد كه فيزيكدانان خارجي و سرشناس بسياري را به خود جلب مي كرد. او پس از بازنشستگي بار ديگر به اتريش بازگشت. پژوهش هاي لوئيس دوبروي، فيزيكدان فرانسوي، درباره كوانتوم، آغازگر مطالعات آتي شرودينگر بود. دوبروي كه مطالعات علمي خود را با تحصيل تاريخ قرون وسطي آغاز كرده بود، بعدها به فيزيك نظري علاقه مند شد و رساله دكتري به دانشگاه علوم پاريس عرضه داشت كه شامل نظريه هاي شگفتي بود. دوبروي عقيده داشت كه حركت ذرات مادي توسط موج هاي خلباني همراهي و هدايت مي شوند كه همراه با ماده در فضا انتشار مي يابد. اگر چنين باشد، مدارهاي كوانتومي برگزيده در مدل اتمي بر (N.Bohr) مي تواند همچون مدارهايي تعبير شود كه طول آنها شامل تعداد صحيحي از اين امواج باشد. او در تبيين اين موضوع معادله h/mv=l را پيشنهاد كرد. (l در اين معادله طول موج، h ثابت جهاني پلانك و mv اندازه حركت است) بدين ترتيب دوبروي با ضربه اي جسورانه، مدارهاي كوانتومي نيلس بر را در هم شكست و مكانيك كوانتومي ذرات خواص شبيه امواج صوتي يا نوري به دست آورد. نظريه هاي دوبروي در سال ۱۹۲۶ توسط شرودينگر تعميم داده شد و بر مبناي صرفا رياضي قرار گرفت. شرودينگر اين نظريه ها را در معادله معروف شرودينگر كه قابل استفاده در حركت ذرات در هر ميدان نيرويي بود، قرار داد. استفاده از معادله شرودينگر در مورد هيدروژن و نيز در مورد اتم هاي پيچيده نتايج نظريه مدارهاي كوانتومي را دوباره به دست داد و گذشته از اين موضوع هايي را از قبيل شدت هاي خطوط طيفي مورد بحث قرار داد كه نظريه قديمي از بحث درباره آن ناتوان بود. اينكه درون يك اتم به جاي آنكه با مدارهاي مستدير و بيضي شكل توصيف شود با توابعي معروف به توابع y توصيف مي شد كه مربوط به انواع مختلف امواج دوبروي بودند كه مي توانند در فضاي اطراف هسته وجود داشته باشند. هدف اصلي در اين نظريه اين بود كه مقادير مكانيكي از قبيل موضع، سرعت، نيرو و غيره نبايد به وسيله اعداد نشان داده شوند بلكه بايد به وسيله ساختمان هاي رياضي مجردي به نام ماتريس مشخص شوند. همزمان با انتشار نخستين يادداشت هاي شرودينگر در يك مجله آلماني به نام «سالنامه فيزيك» ورنر هايزنبرگ، در مجله ديگري يادداشتي درباره كوانتوم منتشر كرد. انتشار همزمان دو يادداشت كه هر دو با استفاده از روش هاي كاملا متفاوت به نتايج واحد رسيده بودند، جهان فيزيك را مبهوت ساخت اما پس از مدتي كوتاه معلوم شد كه هر دو نظريه از لحاظ رياضي مشابهند و درواقع ماتريس هاي هايزنبرگ همان جواب هاي جدولي معادله شرودينگر است. و در حل مسائل مختلف نظريه كوانتوم مي توان از مكانيك موجي و مكانيك ماتريسي به تناوب استفاده كرد. به اين ترتيب شرودينگر به خاطر پژوهش هاي ارزشمندش درباره مكانيك كوانتوم در جايزه نوبل فيزيك سال ۱۹۳۳ با پل ديرك سهيم شد. شرودينگر در سال ۱۹۴۴ با انتشار «حيات چيست؟»، يكي از تاثيرگذارترين كتاب هاي دوران خود را منتشر ساخت. انتشار به موقع اين كتاب فيزيكدانان جوان و با استعدادي را كه در نتيجه فاجعه بمب هيروشيما از فيزيك اتمي سرخورده و دلسرد شده بودند به شدت تحت تاثير قرار داد. شرودينگر در كتاب خود نشان مي دهد كه علم مستقل از كاربردهاي نظامي است و اهميت آن در كشف ناشناخته هاست. او در كتابش مي نويسد كه ساختمان ژن همچون بلور نيست بلكه بيشتر شبيه چيزي است كه خود وي آن را «جامد نادوره اي مي نامد» و در ادامه سخن از احتمال وجود يك كد به ميان مي آورد و پيش بيني مي كند كه با دست يابي به تصوير مولكولي ژن، همخواني دقيق كدمينياتوري با برنامه هاي بسيار پيچيده و تعيين شده تكويني، آنقدرها هم باورنكردني نيست. جاي تعجبي ندارد كه اين عبارت ها كه با بينشي فراتر از پژوهش هاي بيوشيميايي دوران خود نوشته شده، الهام بخش نسلي از دانشمندان براي كشف و رمزگشايي از چنين كدهايي شده باشد.

اينشتين كه بود

ادامه نوشته

پروفسور  منیژه رازقی

ادامه نوشته

آلبرت انیشتین دانشمندی دیندار ؛ دیدگاهای انیشتین پیرامون علم و دین و اخلاق

ادامه نوشته

معرفی پروفسور محمود حسابی

 
                                              پدرعلم فیزیک پروفسور حسابی   
هر وقت صحبت از فیزیک به میان آید نام یک ایرانی محقق و فیزیکدان هم همراه آن به چشم می خورد و آن کسی نیست جز پروفسور محمود حسابی

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش)، از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر، برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان، توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي)، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي، منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

 پس از طی در جات ابتدایی و دبیرستان در هفده سالگی  نخستین لیسانسشان را دررشته ادبیات عرب از دانشگاه آمریکایی بیروت دریافت داشتند . همچنین در سن نوزده سالگي، ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند، به پاس قدرداني از زحماتشان، ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند وهمزمان توانستند در رشته مهندسی معدن در دانشگاه سوربن فرانسه تحصیل کنند . سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق، در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك"، با درجه عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود. همچنین پروفسورحسابی به چهارزبان انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی وعربی سخن می گفت وبه زبانهای سانسکریت ، لاتین ، یونانی ، پهلوی ، اوستایی ، ترکی و ایتالیایی تسلط داشت . از نکات جالب توجه این دانشمند و فیزیکدان هموطن دلبستگی ویژه به مفاخرایرانی اسلامی بود که ازجمله می توان به تعلق خاطرایشان به زبان فارسی یاد کرد ، به همین سبب وی برای واژه های دخیل درفارسی، معاد ل یابی می کرد که نتایج زحماتش در فرهنگنامه ای گرد آمده که توسط انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی چاپ شده است.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد، به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد.

پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي، دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين، ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. ازآن دانشمند فقید بیست وپنج مقاله وکتاب به زیورطبع آراسته شده است . دکترحسابی درسال 1990 میلادی به عنوان مرد نخست علمی جهان معرفی شد ودرسال 1366 درکنگره 60 سال فیزیک کشور لقب پدر فیزیک ایران را به خود گرفت . اودرچنین روزی درسال 1371 دربیمارستان دانشگاه ژنوبه هنگام معالجه قلبی دارفانی را وداع گفت .

آرامگاه ایشان در تفرش

 

آرامگاه ایشان در تفرش

حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي

_ پايه گذاري دانشسراي عالي

_ ساخت اولين راديو در كشور

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران

_ تعيين ساعت ايران

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي)

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

آثار

از آثارایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

تحقيقات و تاليفات فرهنگي

_ نگارش كتاب" فرهنگ حسابي "

_ نگارش كتاب" فرهنگ نامهاي ايراني "

_ نگارش "راه ما", 1935

_ تدوين قانون تاسيس دانشگاه تهران, 1312

_ نگارش كتاب فيزيك دوره اول متوسطه(دبيرستان), 1318

_ تدوين صورتجلسه آكادمي ملي علوم, 1326

_ تدوين آيين نامه امور مالي دانشگاه تهران, 1340

_ نگارش "فيزيك جديد و فلسفه ايران باستان", تهران, 1342

_ نگارش "شجره نامه خانواده حسابي", 1346

_ نگارش "توانايي زبان فارسي", تهران, 1350

_ گردآوري "ديوان حسابي", متعلق به قرن 17, 1354

_ نگارش "وندها و گهواژه هاي فارسي", 1368

_ نگارش "چگونگي تاريخ ايران "

_  نگارش "يادواره پروفسور اينشتين" به مناسبت درگذشت ايشان در

    دانشگاه تهران

_ تدوين افعال فرانسه به فارسي

_ تحقيق در مورد ديوان حافظ و تفسير غزليات حافظ

_ تحقيق در مورد گلستان سعدي

_ تحقيق در مورد ديوان باباطاهر

 تحقيقات و تاليفات علمي

_ رساله دكترا "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", چاپ دانشگاه پاريس,

    1927 

_ نگارش رساله "تفسير امواج دوبروي", به زبان فرانسه, 1945 

_ تحقيق علمي "استنتاج ساختمان ذرات اصلي هسته اتم از نظريه نسبيت

   عمومي اينشتين ", دانشگاه پرينستون, 1946  

_ نگارش رساله "ماهيت ماده", دانشگاه تهران, 1946 

_ نگارش مقاله "ذرات پيوسته", چاپ آكادمي علوم آمريكا, 1947 

_ تحقيق اثر مجاورت ماده بر مسير نور در دانشگاه شيكاگو با عنوان همكار

   تحقيقاتي در انيستيتوي علوم هسته اي شيكاگو, 1947

_ تحقيق علمي در دانشگاه شيكاگو, درباره "انحراف شعاع نواراني در

   مجاورت   ماده", 1948   

_ تحقيق علمي "اصلاح قانون جاذبه عمومي نيوتن" و "قانون ميدان

   الكترومانيتيك ماكسول", 1326  

_ تحقيق علمي "اثر ماده بر مسير عبور نور و انحراف شعاع نوراني د ر

   مجاورت سطح يك جسم", انيستيتو علمي شيكاگو, 1326  

_ نگارش كتاب "الكتروديناميك"

_ نگارش كتاب "نگره الكتريكي"

_ نگارش كتاب "ديدگاني فيزيكي", دانشگاه تهران, 1340 

_ نگارش كتاب "نگره كاهنربايي", دانشگاه تهران, 1345 

_ نگارش كتاب "فيزيك حالت جامد", دانشگاه تهران, 1348 

_ نگارش كتاب "ديدگاني كوانتيك", دانشگاه تهران, 1358 

_ نگارش "واژه نامه تخصصي فيزيك", 1340 تا 1369 

_ ادامه تحقيق نظري مربوط به "ساختمان ذرات اصلي هسته اتم", دانشگاه

 تهران و تحقيق آزمايشگاهي درباره "عبور نور در مجاورت ماده" در

دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ تحقيق درباره اثر "موسبوئر "

_ نگارش مقاله "وجود ذره باردار با جرمي بزرگتر الكترون "

_ تحقيق درباره انواع ذرات اصلي و تعداد آنها 

_ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه 

_ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه الكتريكي 

_ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه مغناطيسي 

_ تحقيق درباره شكست نور در نزديكي سطح يك جسم 

_ تحقيق در مورد ليزرها و نور همدوس 

_ تحقيق در مورد ارتعاش هسته مغناطيس 

_ نگارش رساله "نظريه ذره هاي بي نهايت گسترده", دانشگاه تهران,1977

موزه (گنجینه ی آثار) پروفسورحسابی

 در راستاي تعالي و سربلندي كشور، و به منظور ايجاد جايگاهي درخور براي معرفي نمونه هايي برجسته از آثار معلمي ارزشمند، و شاخصي قابل تعمق از يك استاد سخت كوش معاصر، براي جوانان، نوجوانان، فرهنگ خواهان كشورمان، و علاقمندان به گسترش علوم، و به منظور يادآوري موثر و بايسته كوشش ها و تعهدات ارزشمند يك استاد فرهيخته، خستگي ناپذير، و رنج كشيده، موزه (گنجينه) پروفسور حسابي (پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران)، به همت خانواده و همياران ايشان، ايجاد شده است تا مكاني باشد توانا، براي حفظ آثار استاد دكتر سيد محمود حسابي (بنيان گذار دانشگاه و بسياري از مراكز علمي, آموزشي, صنعتي, فرهنگي و پژوهشي كشور)، و نشان دهنده محيطي فرهنگي، براي اهل فضل، دانش خواهان، دوست داران علم، پژوهش و فرهنگ، كه در هر گوشه آن يادآوريست ممتاز، از پيامي براي ايمان,آرزو، و تعهد نسبت به توسعه پايدار در سرزمين كهن ايران.

موزه پروفسور حسابي، در قسمت ويژه اي از محل زندگاني پروفسور حسابي و با قدمت نزديك به يك صد سال در تهران در محله قديمي مقصودبيك تجريش، در منطقه بسيار سرسبز و زيبا، تا چند سال قبل كوچه باغ هاي چهارراه حسابي ناميده مي شد، قرار دارد.

شگفت اين كه پس از عزيمت استاد به منزلگاه ابدي، هنگامي كه تصميم ايجاد اين گنجينه فرهنگي گرفته شد، ملاحظه گشت كه قريب به اتفاق آثاري كه براي چنين مجموعه ارزشمندي ضروري بوده است، خود استاد، ساليان سال، تمامي آن را به خوبي و با كمال سليقه حفظ نموده و از خود برجاي گذاشته اند. سردر ورودي محوطه باغچه، حوض قديمي، درختهاي منتخب از نقاط مختلف جهان، توسط شخص استاد، و بالاخره فضاي آرام و دلپذير اين موزه، داراي بخش هاي گوناگوني است كه هريك يادآور گوشه هايي از زندگاني استثنايي و پرتلاش پروفسور حسابي، دانشمند فرهيخته و  جهاني است

ارنست رادر فورد

ارنست رادرفورد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارنست رادرفورد یک فیزیکدان هسته‌ای اهل نیوزلند بود.

او در تاریخ ۳۰ ماه اوت سال ۱۸۷۱ در حومه برایت‌واتر شهر نلسون واقع ساحل شمالی جزیره جنوبی نیوزلند به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از دوازده فرزند جیمز و مارتا رادرفورد نیوزیلندی‌های نسل اول بود که از کودکی از اسکاتلند به زلاندنو آورده شده بودند. خانواده رادرفورد در یک خانواده پر جمعیت دوازده بچه‌ای بود که اعضای آن همه در انجام کارهای روزمره خانواده مشارکت می‌‌کردند اهل خانه همه افرادی جدی کلیسا رو، خوشحال و با فرهنگ بودند. علاقه مندی رادرفورد به علوم در مرحله زودی بروز کرد. او ده ساله بود که کتاب پرطرفداری بنام خواندنی‌های اولیه در فیزیک تالیف معلمی بنام بالفور استوارت به دست آورد. کتاب استوارت مشابه کتابهای خود آموز فیزیک اموزی بود که در آنها نحوه به نمایش درآوردن اصول پایه فیزیک یا استفاده از اشیای ساده موجود در خانه مانند سکه، شمع، سنگ وزنه و وسایل آشپزخانه به خواننده یاد داده می‌شود. رادرفورد جوان سخت شیفته آن کتاب شده بود نخستین بورس از بورسهای تحصیلی متعدد زندگی خود را در سال ۱۸۸۷ که ۱۶ ساله بود به دست آورد.

بورس تحصیلی دومی وی را قادر به ثبت نام در دانشکده کنتربوری شهر کرایست‌چرچ کرد که مؤسسه‌ای بود که در سال پیش از تولد خود او بوجود آمده بود. وی رشته‌های تحصیلی اصلی خود را فیزیک و ریاضیات انتخاب کرد که از بخت مساعد در هر دوی آنها معلمان خوبی هم داشت. رادرفورد در پایان دوره آموزشی سه ساله خود درجه کارشناسی ریاضی و فیزیک – ریاضی و (بطور کلی) علوم فیزیکی به پایان رسانید. نکته قابل ذکر در رابطه با زندگی خصوصی وی در ایام اقامت در کریستچرچ اینکه وی در آنجا با ماری نیوتن دختر صاحبخانه خود آشنا و پیبند عشق او شد. رادرفورد در پی انتشار دو مقاله مهم در باره فعالیت تشعشعی مواد در سال ۱۸۹۵ بر خلاف دوم شدن در گزینش جایزه مهمی به شکل یک بورس تحصیلی دریافت کرد مقررات اعطای جایزه حق انتخاب مؤسسه آموزشی را به خود برنده جایزه می‌‌داد که رادرفورد آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج به مدیریت جی .جی تامسون(صاحب نظر پیشتاز جهان در زمینه الکترومغناطیس) را برگزید در آن سال ویلهلم کنراد رونتگن فیزیکدان آلمانی موفق به کشف اشعه ایکس شد کشف مهم دیگری که منجر به شروع کار اصلی رادرفورد شد.

کشف هانری بکرل فرانسوی در سال ۱۸۹۸ بود. رادرفورد در سال ۱۸۹۵ به آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج آمد تا در آنجا تحت مدیریت جی.جی امسون مشغول به کار شود تامسون که استاد فیزیک تجربی بود رادرفورد را فعالانه در آزمایشگاه به کار گرفت رادرفورد در اوایل کار تحقیقاتی خود با انجام آزمایشی که فکر آن از خود وی بود دو تابش رادیواکتیوی ناهمانند شناسایی کرد او پی برد که بخشی از تابش با برگه‌ای به ضخامت یک پانصدم سانتی متر قابل ایستادن بود اما برای متوقف کردن بخش دیگر برگه‌های بس ضخیم تری لازم بود او اولین اشعه‌ای را که تابشی با بار الکتریکی مثبت و یونیده کننده‌ای قوی بود و به سهولت در مواد جذب می‌‌شد اشعه آلفا نام داد. اشعه دوم را که تابشی بار الکتریکی منفی بود و تشعشع کمتری ایجاد می‌‌کرد اما قابلیت نفوذ آن در مواد زیاد بود اشعه بتا نامید. تابش نوع سومی که شبیه پرتوهای ایکس بود در سال ۱۹۰۰ بوسیله پل اوریچ ویلارد(فیزیکدان فرانسوی) کشف شد این پرتو نافذترین تابش را داشت. طول موج آن بسیار کوتاه و بسامد آن فوق العاده زیاد بود تابش جدید، پرتو گاما نام گرفت. رادرفورد و همکارانش کشف کردند که فعالیت تشعشعی طبیعی مشهود در اورانیوم: فرآیند خروج ذره آلفا از هسته اتم اورانیوم بصورت یک هسته اتم هلیم و بر جای ماندن اتمی سبکتر از اتم اورانیوم در اورانیوم به ازاء هر خروج ذره آلفا از آن است از کشف آنها نتیجه گیری شد که رادیوم تنها عنصر از شرته عناصر حاصل از فعالیت تشعشعی اورانیوم است.

رادرفورد در سال ۱۹۰۳ به عضویت انجمن سلطنتی لندن در آمد و در سال ۱۹۰۴ نخستین کتاب خود به نام فعالیت تشعشعی را که امروزه از کتب کلاسیک نوشته شده در آن زمینه شناخته می‌شود، منتشر کرد شهرت رو به افزون رادرفورد در جوامع علمی سبب شد که از طرف دانشگاه‌ها تصدی کرسی‌های زیادی به وی پیشنهاد شود او در سال ۱۹۰۷ به انگلستان بازگشت تا تصدی مقام مذکور را در دانشگاه منچستر به عهده بگیرد رادرفورد در دانشگاه منچستر رهبر گروهی شد که به سرعت دست به کار تدوین نظریه‌های تازه در باره ساختار اتم شد آن دوره پر ثمرترین دوره زندگی دانشگاهی او بود رادرفورد به پاس کوششهای علمی خود در دانشگاه منچستر نشانها و جوایز زیادی دریافت کرد که دریافت جایزه نوبل سال ۱۹۰۷ در شیمی نقطه اوج آن بود این نشان افتخار را البته برای کارهایی که در کانادا در زمینه فعالیت تشعشعی عناصر کرده بود به او دادند بزرگترین دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر کشف ساختار هسته اتم بود پیش از رادرفورد اتم به گفته خود او یک موجود نازنین سخت و قرمز و یا به حسب سلیقه خاکستری بود اما اینک یک منظومه شمسی بسیار ریز متشکل از ذرات بی شمار بود که مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده متعدد دیگر در سینه هم بود.

رادرفورد در سال ۱۹۳۷ در اثر یک فتق محتقن(گونه‌ای تورم ناشی از انسداد اعضای درونی) در گذشت او در آن هنگام ۶۶ ساله و هنوز سرزنده و قوی بود سهم رادرفورد در شکل گیری درک کنونی ما از ماهیت ماده از هر کس دیگری بیشتر است او اشکارا بزرگترین فیزیکدان آزمایشگری به

 

هاوکینگ

هاوکينگ با سخنراني در نشست گرانش و نسبيت عام دوبلين به تصحيح ايده های خود پرداخت
بعد از قريب به ۳۰ سال، استفان ويليام هاوکينگ،رياضيدان و کيهانشناس برجسته معاصر بريتانيايي معاصر، با اعتراف به نقص ديدگاه خود درباره سياهچاله ها نظرات جديد خود را تشريح کرد. براساس ديدگاه موجود سياهچاله ها به عنوان نقاط تکيني و حفره هاي بي انتهايي در فضا زمان شناخته مي شدند که همچون جاروبرقي بزرگي تمامي ماده و انرژي اطراف خود را به درونشان مي مکند.
هاوکينگ در سال ۱۹۷۵ با ارايه معادلات مربوط به سياهچاله ها اعلام کرده بود سياهچاله ها به حدي قدرتمندند که هر جرم يا انرژي که وارد مرزهاي آن (افق رويداد) شود هيچگاه نمي تواند از دام ان فرار کند و سرانجام به درون آن سقوط خواهد کرد.
اما وي روز چهارشنبه در سخنراني ۱ ساعته اي که در هفدهمين کنفرانس بين المللي نسبيت عام و گرانش (GR 17) که در دوبلين ايرلند برگزار مي شود به تشريح اصلاحات خود بر نظريه پيشينش پرداخت. براساس محاسبات جديد وي سطح يک سياهچاله داراي نوساناتي است که باعث مي شود داده ها و اطلاعاتي از از اين اجرام فرار کرده و به بيرون از افق رويداد حرکت کنند. و بدين ترتيب ديدگاه قبلي خود را که رد آن از سياهچاله به عنوان مسيري يک طرفه ياد مي شد را نقض کرد.
نکته مهم در نظريه قبلي هاوکينگ به اين مهم بر مي گشت که براساس مدل وي سياهچاله نوعي تابش که به نام تابش هاوکينگ معروف شده است را از خود بروز مي دهد اما تمامي اطلاعاتي که اين تابش ممکن است به همراه خود از درون سياهچاله به بيرون بياورد رد اثر خواص بنيادي سياهچاله ها نابود مي شود. اين مسله با اصول مکانيک کوانتومي در تناقض آشکار بود. وي اينک و پس از ۳۰ سال بيان مي کند که بر اسا سيافته هاي جديد او سياهچاله تمامي اطلاعات را نابود نمي کند و بنابراين بخشي از داده ها مي توانند ازدرون افق رويداد به بيرون فرار کنند.
اين مساله باعث مي شود تا امکان پيش بيني و اظهار نظر درباره موادي که به داخل سياهچاله سقوط مي کنند و همينطور ساختار سياهچاله ممکن شود.نکته جالب دراين باره به شرط بندي هاوکينگ با يکي از اساتيد دانشگاه کالتک ، کيپ تورن باز مي گردد. اکنون پس از ۳۰ سال وي با ارايه مدل جديد خود باعث باختن شرط بندي کهنه به تورن شده است .
استاد استفان ويليام هاوکينگ که سالهاست به دليل ابتلا به بيماري فج اعصاب محرک عضلاني تواناييها اساسي خود را از دست داده است اين سخنراني را با کمک يک کامپيوتر ارايه کرد وي صاحب کرسي لوکسيان پرفسور دانشگاه کمبريج است . اين کرسي عالي رياضيات زماني متعلق به اسحاق نيوتون بود و پس از او تنها دايراک توانسته بود آن را تصاحب کند.
براي آشنايي بيشتر با زندگي و آثار هاوکينگ مي توانيد به سايت شخصي وي به نشاني
www.hawking.org.uk مراجعه کنيد. 

موفقيت يك دانشمند برجسته ايرانى

 

موفقيت يك دانشمند برجسته ايرانى
شوراى فرهنگ جهانى كه متشكل از دانشمندان 70 كشور جهان است, اعلام كرد به پيشنهاد آكادمى علوم جهان سوم پروفسور على جوان به دريافت جايزه البرت انيشتين در رشته علوم براى سال 1993 نائل شده است.
پروفسور على جوان بدليل انجام تحقيقات در زمينه اشعه ليزر و تحريك انتشار نور و بخصوص ابداع گاز ليزر موفق به دريافت جايزه مخصوص انيشتين شده است.
پروفسور على جوان كه در سال 1308 شمسى در تهران متولد شد پس از يك سال تحصيل در دانشگاه تهران عازم امريكا شد و به تحصيلات خود در دانشگاه كلمبيا ادامه داد.
پروفسورجوان در سال1333موفق به كسب مدرك دكترى در رشته فيزيك اين دانشگاه گرديد. وى در سال 1352 مدال فدريك را از جامعه اپتيك امريكاودرسال1356جايزه تحقيقات وتوسعه شهرنيوجرسى

 را دريافت كرد.جايزه فوق طى مراسمى با حضور معاون وزير آموزش مكزيك و سفير جمهورىاسلامى ايران درمكزيك وتعدادكثيرىازدانشمندان به وى اعطا شد. اين اولين باراست كه جايزه البرت انيشتين

به يك دانشمندايرانى تعلق مى گيرد

ادامه نوشته

امام صادق -جابر ابن حیان -ابوعلی سینا -ابوریحان بیرونی

آغاز كيمياگري اسلامي با اسامي مرداني همراه است كه احتمالا خود كيمياگر نبوده‌اند، اما با گذشت زمان و فرارسيدن قرن دهم ميلادي ، كيمياگران شهيري از ميان آنان برخاستند كه علاوه بر تفكراتشان ، نوشتارهاي كاملا جديد و نويني خلق كردند.
امام جعفر صادق عليه السلام (148 ـ 82 هـ . ق. / 770 ـ 705 م.)
محضر پر فيض حضرت امام صادق (ع) ، مجمع جويندگان علوم بود. با دانش پژوهي كه به محفل آن حضرت راه مييافت از خرمن لايزال دانش او بهره مند ميشد. در علم كيميا ايشان نخستين كسي بودند كه عقيده به عناصر چهارگانه (عناصر اربعه) آب ، آتش ، خاك و باد را متزلزل كردند. از فرموده‌هاي ايشان است كه : «من تعجب ميكنم مردي چون ارسطو چگونه متوجه نشده بود كه خاك يك عنصر نيست. بلكه عنصرهاي متعددي در آن وجود دارد.» ايشان هزار سال پيش از پرسينلي ، لاووازيه و ... دريافته بود كه در آب چيزي هست كه ميسوزد (كه امروزه آن را هيدروژن مينامند).
از امام صادق (ع) ، رساله‌اي در علم كيميا تحت عنوان «رسالة في علم الصناعة و الحجر المكرم» باقيمانده كه دكتر «روسكا» آن را به زبان آلماني ترجمه و در سال 1924 آن را تحت عنوان «جعفر صادق امام شيعيان ، كيمياگر عربي» در «هايدبرگ» به چاپ رسانده است. به عنوان مثال و براي آشنايي با نظرات حضرت صادق (ع) در شيمي ، خلاصه‌اي از بررسي دكتر «محمد يحيي هاشمي» را در ذيل درج ميكنيم:
از شرحي كه امام صادق (ع) براي اكسيد ميدهد، چنين معلوم ميشود كه اكسيد جسمي بوده كه از آن براي رفع ناخالصي در فلزات استفاده شده است. ايشان تهيه اكسيد اصغر (اكسيد زرد) را از خود و آهن و خاكستر به كمك حرارت و با وسايل آزمايشگاهي آن دوره ، مفصلا شرح داده و نتيجه عمل را كه جسمي زرد رنگ است، اكسيد زرد نام نهاده‌اند. اين شرح كاملا با فروسيانيد پتاسيم كه جسمي است زرد رنگ به فرمول Fe(CN)6] K4] منطبق است و ... . نتيجه عمل بعد از طي مراحلي ايجاد و تهيه طلاي خالص است. امروزه نيز از همين خاصيت سيانور مضاعف طلا و پتاس براي آبكاري با طلا استفاده ميشود.
جابر بن حيان (200 ـ 107 هـ . ق / 815 ـ 725 ميلادي)
جابربين حيان معروف به صوفي يا كوفي ، كيمياگر ايراني بوده و در قرن نهم ميلادي ميزيسته و بنا به نظريه اكثريت قريب به اتفاق كيمياگران اسلامي ، وي سرآمد كيمياگران اسلامي قلمداد ميشود. شهرت جابر نه تنها به جهان اسلام محدود نميشود و غربيها او را تحت عنوان «گبر» ميشناسند.ابن خلدون درباره جابر گفته است:
جابربن حيان پيشواي تدوين كنندگان فن كيمياگري است.
جابربن حيان ، كتابي مشتمل بر هزار برگ و متضمن 500 رساله ، تاليف كرده است. «برتلو» شيميدان فرانسوي كه به «پدر شيمي سنتز» مشهور است، سخت تحت تاثير جابر واقع شده و ميگويد: «جابر در علم شيمي همان مقام و پايه را داشت كه ارسطو در منطق .» جورج سارتون ميگويد: «جابر را بايد بزرگترين دانشمند در صحنه علوم در قرون وسطي دانست.» اريك جان هوليمارد ، خاورشناس انگليسي كه تخصص وافري در پژوهشهاي تاريخي درباره جابر دارد، چنين مينويسد:
جابر شاگرد و دوست امام صادق (ع) بود و امام را شخصي والا و مهربان يافت؛ بطوري كه نميتوانست از او جدا ولي بي نياز بماند. جابر ميكوشيد تا با راهنمايي استادش ، علم شيمي را از بند افسانه‌هاي كهن مكاتب اسكندريه برهاند و در اين كار تا اندازه‌اي به هدف خود رسيد. برخي از كتابهايي كه جابر در زمينه شيمي نوشته عبارتند از : الزيبق ، كتاب نارالحجر ، خواص اكسيرالذهب ، الخواص ، الرياض و ... .
وي به آزمايش بسيار علاقمند بود. از اين رو ، مي توان گفت نخستين دانشمند اسلامي است كه علم شيمي را بر پايه آزمايش بنا نهاد. جابر نخستين كسي است كه اسيد سولفوريك يا گوگرد را از تكليس زاج سبز و حل گازهاي حاصل در آب بدست آورد و آن را زينت الزاح ناميد. جابر اسيد نيتريك يا جوهر شوره را نيز نخستين بار از تقطير آميزه‌اي از زاج سبز ، نيترات پتاسيم و زاج سفيد بدست آورد.
رازي ، ابوبكر محمد بن زكريا (313 ـ 251 هـ . ق / 923 ـ 865 م.)
زكرياي رازي به عنوان يكي از بزرگترين حكيمان مسلمان شناخته شده و غربيها او را به نام «رازس» ميشناسند. رازي در علم كيميا ، روش علمي محض را انتخاب كرده و بر خلاف روشهاي تمثيلي و متافيزيك ، به روشهاي علمي ارزش زيادي قائل شده. رازي موسس علم شيمي جديد و نخستين كسي است كه «زيست شيمي» را پايه‌گذاري نموده است. دكتر «روسكا» شيميدان آلماني گفته است: «رازي براي اولين بار مكتب جديدي در علم كيميا بوجود آورده است كه آن را مكتب علم شيمي تجربي و علمي مي توان ناميد.
مطلبي كه قابل انكار نيست اينست كه زكرياي رازي پدر علم شيمي بوده است.» كتابهاي او در زمينه كيميا در واقع اولين كتابهاي شيمي است. مهمترين اثر رازي در زمينه كيميا كتاب «سرالاسرار» است. ظاهرا رازي 24 كتاب يا رساله در علم كيميا نوشته كه متاسفانه فقط معدودي از آنها بدست آمده و در كتابخانه‌هاي مشهور دنيا نگهداري ميشود. وي نخستين بار از تقطير شراب در قرع و انبيق ماده‌اي بدست آورد كه آن را الكحل ناميد كه بعدها به هر نوع ماده پودري شكل حتي به جوهر هم داده شد، از اين رو آن جوهر را جوهر شراب نيز ناميدند. گفته ميشود كه رازي كربنات آمونيوم را از نشادر و همچنين كربنات سديم را تهيه كرده است.
ابن سينا ، حسين (428 ـ 370 هـ . ق / 1036 ـ 980 م.)
ابن سينا ملقب به شيخ الرئيس ، بزرگترين فيلسوف و دانشمند اسلامي و چهره‌اي بسيار موثر در ميدان علوم و فنون است. غربيها وي را به نام «اوسينيا» ميشناسند. ابن سينا ، رنجي براي كيمياگري و ساختن طلا نكشيد؛ زيرا او به استحاله باور نداشت و صريحا تبديل فلزات به يكديگر را ناممكن و غير عملي ميدانست.
ابو علي سينا از ادويه منفرد ، 785 قلم دارو را به ترتيب حروف ابجد نام برده و به ذكر ماهيت آنها پرداخته و خواص تاثير آن داروها را شرح داد. وي ضمن توصيف اين مواد ، آگاهيهاي جالبي در زمينه «شيمي كاني» به خوانندگان ميدهد و ميگويد از تركيب گوگرد و جيوه مي توان شنگرف تهيه كرد. وي نخستين كسي است كه خواص شيميايي الكل و اسيد سولفوريك را از نظر دارويي شرح داد.
بيروني ، ابوريحان محمد (442 ـ 362 هـ . ق / 1050 ـ 972 م.)
كاني شناس و دارو شناس جهان اسلام و يكي از بزرگترين دانشمندان اسلام است كه با رياضيات ، نجوم ، فيزيك ، كاني شناسي ، دارو سازي و اغلب زبانهاي زنده زمان خود آشنايي داشته است. يكي از آثار مهم بيروني در شيمي كتاب الجواهر وي است كه در بخشي از آن ، نتايج تجربي مربوطه به تعيين جرم حجمي امروزي آنها تفاوت خيلي كم دارد و يكي از كاربردهاي مهم وي به شمار ميرود كه در علوم تجربي ، انقلابي بزرگ به وجود آورد. براي تعيين جرم اجسام ، ترازويي ابداع كرد.
بيروني همچنين در كتاب الجماهير (در شناسايي جوهرها) به معرفي مواد كاني به ويژه جواهرات گوناگون پرداخت. بيروني ، چگالي سنج را براي تعيين جرم حجمي كانيها به ويژه جوهرها و فلزها نوآوري كرد كه در آزمايشگاه امروزي كاربرد دارد.
با تشکر بهنام پیروی

 

ایزاک نیوتن

ادامه نوشته