افت از نظر لغوي به معني کمبود ، کمي ، کم و کاست و نقصان است . منظور از افت تحصيلي « کاهش عملکرد تحصيلي دانش آموز از سطح رضايت بخش به سطحي نامطلوب است . » همچنين افت در لغت به معناي ضايعات ، ضايع کردن که بيشتر در نظر اقتصاددانان مطرح شده است . اما در بعضي از متون فارسي کلمه ترک تحصيل نيز معادل افت تحصيلي در نظر گرفته شده است . به عبارتي افت تحصيلي عبارت است از نزول از يک سطح بالاتر به سطح پايين تر در تحصيل و آموزش .

 افت تحصيلي به معناي دقيق آن ، زماني است که فاصله قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعاليتهاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد . گرچه اين تعريف مي تواند همه کساني را که به دنبال شکستهاي پي در پي تحصيل ، از تحصيل عقب مانده و عمدتاً به اصطلاح تجديد يا مردود شده اند  را در بر گيرد اما مفهوم افت تحصيلي صرفاً در رفوزگي و تجديدي خلاصه نمي شود و مي تواند شامل هر دانش آموز و دانشجويي شود که اکتسابهاي آموزشگاهي و پيشرفت دانشگاهي او کمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست . لذا بر اساس اين تعريف دانش آموزان تيزهوش نيز ممکن است دچار افت تحصيلي و کم آموزي بشوند . لذا افت تحصيلي مسئله اي است عام و نسبي .

کاربرد دقيق اصطلاح افت يا اتلاف در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش را به صنعتي تشبيه مي کنند که بخشي از سرمايه و مواد اوليه اي را که بايد به محصول نهايي تبديل مي شد تلف نموده و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است شايد اين تشبيه چندان خوشايند نباشد و اصطلاح « قصور در تحصيل يا واماندگي از تحصيل » مطلوبتر باشد . با وجود اين اگر از نقطه نظر منابع و مخارجي که جامعه در اختيار نهاد تعليم و تربيت قرار مي دهد به آموزش و پرورش بنگريم بدون شک آموزش و پرورش يکي از بزرگترين مشاغل اقتصادي جهان مي باشد . لذا مي توان اصطلاح افت يا اتلاف را در مورد اين نهاد نيز به کار برد يعني در حقيقت در فرآيند تعليم و تربيت افت شامل اتلاف در پرورش و يادگيري انسانها ، تأسيسات ساختماني و تجهيزات مدارس و مؤسسات آموزشي و ارزش کار معلمان و اوقات دانش آموزان به وجود مي آيد . اگر فرض کنيم که هدف همه دانش آموزاني که وارد يک مرحله از مقطع تحصيلي مي شوند ، گذراندن موفقيت آميز آن دوره يا مقطع باشد بنابراين ، هم تکرار پايه هاي تحصيلي يک دوره و هم ترک تحصيل پيش از پايان دوره را نيز مي توان به عنوان افت تحصيلي تلقي کرد . تکرار پايه تحصيلي عبارتست از تکرار يک کلاس براي دانش آموزي که در سال قبل در همان پايه مشغول به تحصيل بوده است

تکرار پايه تحصيلي از اين جهت افت تحصيلي محاسبه مي گردد که موجب کاهش ظرفيت ثبت نام در پايه تکرار شده مي گردد و از پذيرش ديگر دانش آموزان در آن پايه جلوگيري به عمل مي آورد ويا باعث به وجود آمدن تراکم دانش آموزان در آن پايه مي گردد . اين موضوع هم باعث تحميل هزينه هاي بيشتري به نظام آموزش و پرورش مي شود و هم به عنوان يک عامل شديد افت تحصيلي مضاعف مي شود که باعث ترک تحصيل مي گردد . ترک تحصيل عبارت  از وضعيتي است که دانش آموز  پيش از پايان سال دوره آموزشي که در آن ثبت نام کرده است آن دوره را ترک کرده  و در حقيقت به هدفهاي آن دوره دست پيدا نمي کند . اما در اهداف تعليم و تربيت اينگونه عنوان شده است که هدف تعليم و تربيت ، اجباري کردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي است اگر چنانچه فردي تا پايان دوره راهنمايي ترک تحصيل نمايد آن را جزء افت تحصيلي محسوب مي کنند اما بعد از دوره راهنمايي چون اين احتمال پيش بيني شده است که فقط بخشي از قبول شدگان دوره راهنمايي وارد مقطع دبيرستان شوند . بنابراين ترک تحصيل قبول شدگان دوره دبيرستان افت محسوب نمي گردد بلکه به عنوان فارغ التحصيل تلقي مي شوند بنابراين با توجه به مسائل مطرح شده در فوق افت تحصيلي عبارت است از وقوع ترک تحصيل زودرس و تکرار پايه تحصيلي در نظام آموزش و پرورش يک کشور . البته قابل ذکر است که اين تعريف تا حدودي محدود است زيرا انواع افت را ناديده گرفته و نتايج آموزشي و پرورشي ترک تحصيل زودرس يا مزيتهايي را که ممکن است تکرار پايه تحصيلي در برداشته باشد در نظر نمي گيرد .  به هر حال حدود  ترک تحصيل و تکرار پايه تحصيل به ساخت نظام آموزشي و هدفهاي اين نظام بستگي دارد علل گوناگوني ، زمينه ساز افت تحصيلي و احياناً توقف در يک پايه تحصيلي مي شوند . در کل نمي توان علل ثابتي را عامل موفقيت يا شکست تلقي کرد . اغلب محققان و صاحب نظران عوامل شکست تحصيلي را در دو طبقه درون سازماني و برون سازماني قرار مي دهند . از عوامل بيروني به تعدد زبان ، نابرابري ، امکانات آموزشي در شهر و روستا ، محروميت برخي از گروهها مثل غيربوميان ، مهاجرين ، دختران و محدوديتهاي مالي کشورها ، عوامل شخصي مانند هوش و استعداد ، امور عاطفي و نتايج تحصيلي اشاره نموده و از عوامل دروني نظام آموزش و پرورش کيفيت معلمان، برنامه هاي آموزشي ، تقويم و ساعت آموزشي را مي توان نام برد