در قرن نوزدهم اندیشه ی پیوستگی جانداران و پیوستگی تاریخی آنها یعنی نظریه ی تکامل به فکر معدودی از متفکران رسیده بود یک از تئوری های مهم تکاملی از لامارک زیست شناس فرانسوی است که به سال 1809 به چاپ رسید لامارک برای بیان چگونگی وقوع تکامل دو نظریه استعمال وعدم استعمال اندام ها و ارثی بودن صفات اکتسابی را عنوان کرد وی مشاهده کرده بود که اگر اندامی از بدن یک جاندار اسعمال شود بزگ وکار آمد تر می شود و اگر عضوی به کار نیفتد کوچک می شود0تحلیل می شود .بنابراین  جانداران در نتیجهی ناهماهنگی در استعمال وعدم استعمال اندام های مختلف بدن در طول عمر خود ممکن است تا حدی تغییر یابد وبعضی صفات را کسب کند لامارک این ونه صفات اکتسابی را وراثتی وقابل انتقال به اختلاف می پنداشت بر اساس این طرح لامارک تکامل تا حدی به صورت زیر روی میدهد فرض میشود که جانور کوتاه گردنی قدیمی ازبرگهای درختان تغذیه می کند وقتی که برگهای شاخه های پایین را می خورد برای دستیابی به برگهای شاخه های بالاتر ناگزیر است گردنش را دراز کند 0 یک عمر دراز کردن گردن باعث می شود که اندکی بر طول گردن افزوده شود واین افزایش اندک طول گردن را اولاد ان جانور به ارث می برند چنین افرادی نیز به نوبه خود از برگهای درختان  تغزیه و کوشش می کنند که گردن خود را هر چه بیشتر دراز کنند واین کار نسلهای پی در پی ادامه می یابد0حاصل ان کوشش پدید امدن جانوری با گردنی بسیار بلند مثل زرافه کنونی.
 این تئوری بسیار موفقیت  امیز بود وبه اشاعه اندیشه تکامل کمک بسیار کرد 0اما  سرانجام معلوم شود که نظر لامارک نادرست است0 اینکه استعمال اندامها به کسب صفتی می انجامد کملا درست است0 مثلا همه کس می داند که ورزش  مداوم ماهیچه را قوی می کند0