بيوتكنولوژي چيست؟
بيوتكنولوژي چيست؟
گستردگيو تنوع كاربردهاي بيوتكنولوژي، تعريف و توصيف آن را كمي مشكل و نيز متنوعساخته است. برخي آن را مترادف ميكروبيولوژي صنعتي و استفاده از ميكروارگانيسمها ميدانند و برخي آن را معادل مهندسي ژنتيك تعريف ميكنند، بههمين دليل در اينجا مختصراً اشارهاي به تعاريف متفاوت ازبيوتكنولوژي ميكنيم كه البته داراي وجوه اشتراك زيادي نيز هستند:
• بيوتكنولوژي مجموعهاي از متون و روشها است كه براي توليد، تغيير و اصلاحفراوردهها، بهنژادي گياهان و جانوران و توليد ميكروارگانيسمها برايكاربردهاي ويژه، از ارگانيسمهاي زنده استفاده ميكند.
• كاربرد روشهاي علمي و فني در تبديل بعضي مواد به كمك عوامل بيولوژيك(ميكروارگانيسمها، ياختههاي گياهي و جانوري و آنزيمها) براي توليد كالاها وخدمات در كشاورزي، صنايع غذائي و دارويي و پزشكي
• مجموعهاي از فنون و روشها كه در آن از ارگانيسمهاي زنده يا قسمتي از آنها در فرايندهاي توليد، تغيير و بهينهسازي گياهان و جانوران استفاده ميشود.
• كاربرد تكنيكهاي مهندسي ژنتيك در توليد محصولات كشاورزي، صنعتي، درماني و تشخيص باكيفيت بالاتر و قيمت ارزانتر و محصول بيشتر و كم خطرتر.
• استفاده از سلول زنده يا توانائيهاي سلولهاي زنده يا اجزاي آنها و فرآوريو انتقال آنها بهصورت توليد در مقياس انبوه
• بهرهبرداري تجاري از ارگانيسمها يا اجزاي آنها
• كاربرد روشهاي مهندسي ژنتيك در توليد يا دستكاري ميكروارگانيسمها و ارگانيسمها
• علم رامكردن و استفاده از ميكروارگانيسمها در راستاي منافع انسان
تعاريف بالا از بيوتكنولوژي هركدام بهتنهائي توصيف كاملي از بيوتكنولوژينيست ولي با قدر مشترك گرفتن از آنها ميتوان به تعريف جامعي ازبيوتكنولوژي دست يافت.
براستي چرا چنين است؟ هرچند كه با مرورزمان دانشمندان به مفاهيم مشتركي در مورد تعريف بيوتكنولوژي نزديك شدهاند اما چرا هر متخصص و دانشمندي تعريف جداگانهاي از بيوتكنولوژي ارائه ميدهدكه درجاي خود نيز ميتواند صحيح باشد (نه الزاماً جامع).
علت اين حقيقت را بايد درماهيت بيوتكنولوژيجست. بيوتكنولوژي همانند زيست شناسي، ژنتيك يا مهندسي بيوشيمي يك علم پايه يا كاربردي نيست كه بتوان محدوده و قلمرو آنرا بسادگي تعريف كرد. بيوتكنولوژي شامل حوزهاي مشترك از علوم مختلف است كه در اثر همپوشاني و تلاقي اين علوم با يكديگر به وجود آمده است. بيوتكنولوژي معادل زيست شناسي مولكولي، مهندسي ژنتيك، مهندسي شيمي يا هيچ يك از علوم سنتي و مدرن موجود نيست؛ بلكه پيوند ميان اين علوم در جهت تحقق بخشيدن به توليد بهينه يك محصول حياتي (زيستي) يا انجام يك فرآيند زيستي به روشهاي نوين و دقيق با كارآئي بسيار بالا ميباشد.
بيوتكنولوژي را ميتوان به درختي تشبيه كرد كه ريشههاي تناور آنرا علومي بعضاً با قدمت زياد مانند زيست شناسي به ويژه زيست شناسي مولكولي، ژنتيك، ميكروبيولوژي، بيوشيمي، ايمونولوژي، شيمي، مهندسي شيمي، مهندسي بيوشيمي، گياهشناسي، جانورشناسي، داروسازي، كامپيوتر و ... تشكيل ميدهند ليكن شاخههاي اين درخت كه كم و بيش به تازگي روئيدنگرفتهاند و هرلحظه با رشد خود شاخههاي فرعي بيشتري را بهوجود ميآورند بسيارمتعدد و متنوع بوده كه فهرست كردن كامل آنها در اين نوشته را ناممكنميسازد.
تقسيمبندي بيوتكنولوژي به شاخههاي مختلفنيز برحسب ديدگاه متخصصين و دانشمندان مختلف فرق ميكند و در رايجترين تقسيمبندي از تلاقي و پيوند علوم مختلف با بيوتكنولوژي استفاده ميكنند و نام شاخهاي از بيوتكنولوژي را بدينترتيب وضع ميكنند. مانند بيوتكنولوژيپزشكي كه از تلاقي بيوتكنولوژي با علم پزشكي بوجود آمده است يا بيوتكنولوژي كشاورزي كه كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي را نشان ميدهد. بدينترتيب ميتوان از بيوتكنولوژي داروئي _ بيوتكنولوژيميكروبي _ بيوتكنولوژي دريا _ بيوتكنولوژي قضائي يا پزشكي قانوني - بيوتكنولوژي محيطي _ بيوتكنولوژي غذائي _بيوانفورماتيك _ بيوتكنولوژي صنعتي _ بيوتكنولوژي نفت ...... بيوتكنولوژي تشخيصي و ... نام برد. اين شاخههاي متعدد در عمل همپوشانيها و پيوندهاي متقاطع زيادي دارند و باز بدليل ماهيت همه جانبه بودن بيوتكنولوژي نميتوان در اين مورد نيز به طور قطع محدودههائي را براي آن ها تعيين نمود.
گستردگي كاربرد بيوتكنولوژي در قرن بيست ويكم بحدي است كه، اقتصاد، بهداشت، درمان، محيطزيست، آموزش، كشاورزي،صنعت، تغذيه و ساير جنبههاي زندگي بشر را تحت تأثير شگرف خود قرار خواهد داد. بهمين دليل انديشمندان جهان قرن بيست و يكم را قرن بيوتكنولوژينامگذاري كردهاند.
تاريخچهبيوتكنولوژيريشه در تاريخ دارد و تكوين آن از سالهاي بسيار دور آغاز شده تابحال ادامهيافته است.
درتقسيمبندي زماني ميتوان سهدوره براي تكامل بيوتكنولوژي قائل شد.
1) دورة تاريخي كه بشر با استفاده ناخودآگاه از فرآيندهاي زيستي به توليدمحصولات تخميري مانند نان، مشروبات الكلي، لبنيات ترشيجات و سركه و غيرهميپرداخت. در شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح، سومريان و بابليها از مخمرها در مشروبسازي استفاده كردند. مصريها در چهار هزار سال قبل با كمك مخمر و خميرمايه نان ميپختند. در اين دوران فرآيندهاي ساده و اوليه بيوتكنولوژي وبويژه تخمير توسط انسان بكار گرفته ميشد.
2) دوره اوليه قرن حاضر كه با استفاده آگاهانه از تكنيكهاي تخمير و كشتميكروارگانيسمها در محيطهاي مناسب و متعاقباً استفاده از فرمانتورها در توليدآنتيبيوتيكها، آنزيمها، اجزاء مواد غذائي، مواد شيميائي آلي و ساير تركيبات، بشر به گسترش اين علم مبادرت ورزيد. در آن دوره اين بخش از علم نامميكروبيولوژي صنعتي بخود گرفت و هماكنون نيز روند استفاده از اين فرآيندها در زندگي انسان ادامه دارد. ليكن پيشبيني ميشود به تدريج با استفاده ازتكنيكهاي بيوتكنولوژي نوين بسياري از فرآيندهاي فوق نيز تحت تأثير قرارگرفته و بهسمت بهبودي و كارآمدي بيشتر تغيير پيدا كنند.
3) دوره نوين بيوتكنولوژي كه با كمك علم ژنتيك درحال ايجاد تحول در زندگيبشر است. بيوتكنولوژي نوين مدتي است كه روبه توسعه گذاشته و روز بروز وسعت بيشتري به خود ميگيرد. اين دوره زماني از سال 1976 با انتقالژنهائي از يك ميكروارگانيسم به ميكروارگانيسم ديگر آغاز شد. تا قبل از آندانشمندان در فرآيندهاي بيوتكنولوژي از خصوصيات طبيعي و ذاتي (ميكرو) ارگانيسمها استفاده ميگردند ليكن در اثر پيشرفت در زيستشناسي مولكولي وژنتيك و شناخت عميقتراجزاء و مكانيسمهاي سلولي و مولكولي متخصصينعلومزيستي توانستند تا به اصلاح و تغيير خصوصيات (ميكرو) ارگانيسمها بپردازندو(ميكرو) ارگانيسمهائي باخصوصيات كاملاً جديد بوجود آوردند تا با استفاده ازآنها بتوان تركيبات جديد را بامقادير بسيار بيشتر و كارائي بالاتر توليد نمود.
با سلام خدمت دوستان و بازديد كنندگان گرامي