اول:

«ان ربكم الله الذی خلق السموات و الارض فی سنة ایام» [1]

«در حقیقت پروردگار شما آن خدایی است كه آسمانها و زمین را در شش روز آفرید.»

دوم:

«الله الذی خلق السموات و الارض و ما بینما فی سنة ایام»[2]

«خدا كسی است كه آسمانها و زمین و‌آنچه بین آنهاست را در شش روز آفرید.»

تذكر: به نظر می‌رسد كه مقصود از «سموات و ارض» مجموعه جهان هستی باشد یعنی تعبیر «آسمانها و زمین و آنچه آنهاست» كنایه از مجموعه هستی است.

سوم:

«قل أئنكم لتكفرون بالذی خلق الارض فی یومین و تجعلون له اندادا ذلك رب العالمین و جعل فیها رواسی من فوقها و بارك‌فیها و قدر فیها اقواتها فی اربعة ایام سوآءً للسائلین ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا اوكرها قالتا اتینا طائعین فقضاهن سبع سموات فی یومین و اوحی فی كل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا ذلك تقدیر العزیز العلیم»[3]

«بگو: آیا شمایید كه واقعا به آن كسی كه زمین را در دو هنگام آفرید، كفر می‌ورزید و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟ این است پروردگار جهانیان. و در [زمین] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد و مواد خوراكی آن را در چهار روز اندازه‌گیری كرد[كه] برای خواهندگان، درست [و متناسب با نیازهایشان] است. سپس آهنگ [ آفرینش] آسمان كرد، و آن بخاری بود. پس به آن و به زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمان‌پذیر آمدیم.» پس آنها را [به صورت] هفت آسمان، در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمان كار[مربوط به] آن را وحی فرمود،‌و آسمان[این] دنیا را به چراغها آذین كردیم و [آن را نیك] نگاه داشتیم؛ این است اندازه‌گیری آن نیرومند دانا.»


«ءأنتم أشد خلقا ام السماء بناها رفع سمكها فسواها و اغطش لیلها و اخرج ضحاها و الارض بعد زلك دحاها اخرج منها ماءها و مرعاها و الجبال ارساهامتاعالكم و لانعامكم»[4]


«آیا زنده شدن شما [بعد از مرگ] مهمتر است یا آفرینش آسمان؟ خداوند آن را بنا كرد و برافراشت و منظم ساخت، شب آن را تاریك و روز آن را آشكار ساخت، و زمین را بعد از آن گسترد، آبهای درونی آن و گیاهان و چراگاههای آن را خارج نمود، و كوهها را بعد از آن پا برجا ساخت، تا وسیله زندگی برای شما و چهارپایانتان فراهم گردد.»

تذكر: در آیات دسته اول یك مضمون تكرار شده است. و آن اینكه خداوند«آسمانها و زمین را در شش روز (یوم) خلق كرده است».

در آیات دسته دوم كلمه«بینهما» اضافه شد یعنی خداوند آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست را در شش روز (یوم) خلق كرد.

در آیات دسته سوم(فصلت/9ـ12) مجموعا سخن از هشت روز(یوم) گفته شده است.

در اینجا چند پرسش مطرح می‌شود كه باید در ضمن مباحث آینده روشن شود:

1ـ منظور از «سموات و ارض» چیست؟

2ـ منظور از «یوم» چیست؟ آیا قبل از خلقت خورشید و زمین و پدید‌امدن شب و روز می‌توان سخنی از آفرینش جهان در شش «روز» (فاصله طلوع تا غروب خورشید) گفت؟

3ـ اگر مراد از یوم روز معمولی است، تعارض این مطلب با یافته‌های علمی 0چگونه حل می‌شود؟ كه می‌گویند جهان در طی میلیاردها سال بوجود آمده است.

4- اگر مقصود از «یوم» شش دوره است این دور‌ه‌ها از نظر علمی كدام است؟

5ـ تعارض آیات سوره فصلت كه سخن از هشت یوم می‌گوید با آیات دسته اول و دوم كه خلقت سموات و ارض را در شش یوم می‌داند چگونه حل می‌شود؟

6ـ با توجه به اینكه قدرت خدا نامحدود و مطلق است پس چرا جهان را در یك لحظه نیافرید و در شش روز یا شش دوره خلق كرد؟

مباحث لغوی و اصطلاحی:

الف ـ یوم در لغت و قرآن:

اصل این لغت به معنای زمان محدود مطلق است چه كم یا زیاد، مادی یا ماوراء مادی، روز یا اعم از روز و شب. و این واژه «یوم» در قرآن در لغت حداقل در چند معنا استعمال شده است:

 1ـ از طلوع خورشید تا غروب آن: مثل:

«فمن لم یجد فصیام ثلاثة ایام فی الحج»[5]

«و هر كس كه [قربانی حج] نیافت [باید] در هنگام حج سه روز روزه [بدارد].»

2ـ مقداری (دوره‌ای) از زمان: مثل

«فذكر هم بایام الله»[6]

«و روزهای خدا را به آنان یادآوری كن»

«تلك الایام نداولها بین الناس»[7]

«ما این روزها [ی شكست و پیروزی] را میان مردم به نوبت می‌گردانیم.»

در حدیثی از امیرالمومنین علی (ع) آمده است:

«الدهر یومان یوم لك و یوم علیك.»[8]

«روزگار دو روز (دوره9 است یك دوره به نفع تو و یك دوره بر علیه توست.»

و در روایتی زیر آیه 54 سوره اعراف از معصوم (ع) نقل شد كه فرمودند:


«فی سنة ایام یعنی فی سنة اوقات.»[9]


«در شش روز یعنی در شش وقت.»

تذكر: با توجه به سیاق آیات خلقت آسمانها و زمین در شش یوم، مقصود از «یوم» همان دوره یا مرحله است. و از اینجا پاسخ پرسش سوم(تعارض بین یافته‌های علمی در باب خلقت جهان در میلیاردها سال با آیات مربوط به خلقت آنها در شش روز) روشن می‌شود. چرا كه اگر مقصود آیات شش دوره یا مرحله خلقت باشد و مقصود شش روز معمولی (از طلوع تا غروب نباشد دیگر تعارضی پیدا نمی‌شود. و یافته‌های علمی با آیات خلقت جهان در شش دوره قابل جمع است.

3ـ زمان خارج از مفهوم مادی مثل: الیوم الاخر، یوم القیامة و...[10]

ب: سماوات و ارض در لغت و قرآن:

در لغت به بالای هر چیزی «سماء» گویند و پایین هر چیزی را «ارض» گویند.[11]اما آسمان و زمین در قران به معانی متعددی بكار رفته و یا به مصادیق گوناگون اطلاق شده است (كه توضیح همه آنها از موضوع این قسمت نوشتار خارج است)[12]و فقط به چند معنا و مصداق اشاره می‌كنیم.

به معنی جهت بالا و زمین بمعنی پایین (ابراهیم /4).

2ـ آسمان به معنی جو اطراف زمین (ق/9).

3ـ آسمان به معنی كرات آسمانی و زمین به معنی كره زمین (فصلت /11).

4ـ آسمان به معنی مقام قرب و حضور الهی و زمین به معنی مراتب نازل وجود. (سجده/5) كه شامل آسمان معنوی می‌شود.

پس همیشه آسمان و زمین در قرآن به معنای مادی نیست. تا بخواهیم آن را در مورد خلقت جهان مادی و مراحل تشكیل و تكون آن حمل كنیم. هر چند كه ظاهر آیات 9ـ12 سوره فصلت همین آسمان و زمین مادی است. اما برخی مفسران در مورد آیات 4ـ5 سوره سجده احتمال آسمان معنوی را تقویت می‌كنند.[13]

تذكر: بیان تعداد آسمانها(سموات سبع) و رمز عدد هفت یك بحث مستقل می‌طلبد و لذا در اینجا متعرض نمی‌شویم.[14]

تاریخچه:

پیدایش جهان هستی و مراحلی كه گذرانده است یكی از پرسش‌های دیرین بشریت بوده و هست. هر گاه انسان به آسمان پرستاره، كوهها، دریاها و... خیره می‌شود با خود می‌اندیشد كه چه كسی و چگونه اینها را بوجود آورد و چه دوران‌ها و مراحلی را گذرانده است.

در این رابطه ادیان الهی، فلاسفه و متخصصان كیهان‌شناس و زمین شناس اظهارنظرهائی كرده‌اند كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌كنیم:


الف ـ پیدایش جهان در نظر فلاسفه یونان:

1ـ «تالس» (640قبل از میلاد) كه او را نخستین فیلسوف یونانی دانسته‌اند معتقد بود كه: جهان هستی از آب بوجود آمده و همه تغییرات جهان در اثر عناصری است كه در آب تأثیر می‌گذارد تخته‌سنگ‌ها، آبهای یخ بسته‌ای است كه سالها از انجماد آنها گذشته است.

خاك‌ریزه‌ها در اثر تغییرات هوا پیدا شده است و هوا آبی است كه به صورت بخار در آمده است و آتش از برخورد اجسام منجمد شده كه از آب بوجود آمده است پیدا شده است.

ابرها كه از بخار آب تشكیل شده با بخارهای جدید برخورد می‌كند و در نتیجه آتشی از آنها بوجود می‌آید كه برق می‌نامیم و این آتش به طرف فوقانی جهان متصاعد می‌شود و سوراخ‌هایی ایجاد می‌كند كه این سوراخ‌ها نورانی هستند و ستارگان نامیده می‌شوند.[15]

2ـ اناكسیمندر شاگرد تالس می‌گفت: اصل هستی، مبهم یا بی‌انتها است و مقصود او هوا و خلأ نامحدود بود. در آن همه چیز ظاهر می‌شود و ناپدید می‌گردد و این عمل در أثر حركت دائمی است. او جهان را به صورت سه لوله (دیوار جامد تو خالی) تو در تو تصور می‌كرد كه لوله اولی سوراخی دارد كه ما آنرا به صورت آفتاب مشاهده می‌كنیم.

3ـ «لوسیت» و «دموكریت» مكتب اتمی را پایه‌گذاری كردند و گفتند: خلأ جهان، آكنده از ذرات مخفی است است كه به چشم در نمی‌آید و این ذرات ازلی است و جوهر آن تغییر ناپذیر است. آسمان و زمین از آنها پدید آمده است.

4ـ «اناگزارگور» معتقد بود كه عناصر جهان چهار چیز است: آتش، آب، هوا، خاك. كه همگی ازلی هستند.

5ـ «هراكلیت» می‌گفت: اصل ستارگانی كه ما می‌بینیم بخارهایی است كه متراكم و سنگ شده است.

ب ـ پیدایش جهان از نظر كتاب مقدس(تورات):

در سفر پیدایش مراحل خلقت را اینگونه می‌بینیم:

روز اول: خدا آسمانها و زمین را آفرید. و شب و روز را آفرید. (نور را ایجاد كرد).

روز دوم: خدا گفت فلكی باشد در میان آبها و آبها را از هم جدا كند. خدا فلك را آسمان نامید.

روز سوم: خدا گفت آبهای زیر آسمان در یك جا جمع شود و خشكی ظاهر گردد و خشكی را زمین نامید. و خدا گفت زمین نباتات برویاند.(علف و درخت و میوه و...)

روز چهارم: خدا دو نیر(شیئی نورانی) بزرگ ساخت نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگان. و خدا آنها را در فلك آسمان گذاشت.

روز پنجم: خدا گفت آبها به انبوه جانوران پر شود(نهنگ‌ها و خزندگان و...) و پرندگان بالای زمین بر روی فلك آسمان پرواز كنند.

روز ششم: پس خدا حیوانات زمین بهایم و حشرات زمین را به اجناس آنها بساخت. پس خدا آدم را به صورت خود آفرید.[16]

روز هفتم: خدا از همه كار خود كه ساخته بود فارغ شد و آرامی گرفت. پس خدا روز هفتم را مبارك خواند.[17]

«مستر هاكس» در قاموس كتاب مقدس در مورد مقصود از واژه «روز» در مراحل خلقت می‌نویسد:

«اما باید دانست كه قصد از لفظ روز نه همین بیست و چهار ساعت معتاد می‌باشد. بلكه قصد از مدت مدید و طویلی است.»

و سپس در مورد تعارض مطالب سفر پیدایش با یافته‌‌های علوم تجربی می‌نویسد:

«اگر كسی به دیده اعتراض بنگرد و در باب اول سفر پیدایش نظر كرده بگوید اینها به هیچ وجه با قواعد علم هیئت و معرفة الارض و علم نبات و حیوان مطابقت نمی‌نماید.

جواب گوئیم اولاً مطلب و قصد از این مطالب علمی نیست.

ثانیا نیك واضح است كه با علوم رئیسه بخوبی مطابقت می‌نماید و ما را فرصت گنجایش آن مطالب در اینجا نمی‌باشد.»[18]

اما دكتر موریس بوكای فرانسوی در این مورد می‌نویسد:

«حكایت كتاب مقدس بدون هیچ ابهامی آفرینش را در شش روز كه یك روز استراحت (روز سبقت) در پی دارد. (با تشبیه به روزهای هفته) نقل می‌كند:

بنابر استباط از كتاب مقدس، كلمه «روز» فاصله زمانی واقع بین دو طلوع متوالی یا دو غروب متوالی خورشید برای ساكن زمینی است روزی كه بدین ترتیب تعریف شود، تابع دوران زمین به دور خودش می‌باشد، بدیهی است كه بنابر منطق محض نمی‌توان از روزهایی كه اینچنین تعریف شده سخن گفت و حال آنكه سازمانی كه باعث پدید آمدن آن گرددـ یعنی وجود زمین و گردش دور خورشید ـ طبق حكایت مقدس در نخستین مراحل آفرینش هنوز مستقر نشده است.»[19]

مراحل خلقت از منظر قرآن كریم و علم:

در مورد مراحل شش گانه با توجه به یافته‌های علمی و برداشت‌هایی كه از قرآن می‌شود احتمالات متعددی می‌تواند مطرح شود.

1ـ علامه طباطبائی (ره) در المیزان زیر آیه 9 سوره فصلت می‌نویسند:

«مقصود از «یوم» در «خلق الارض فی یومین» برهه‌ای از زمان است نه روز خاص معهود یعنی مقدار حركت كره زمین به دور خودش كه این (احتمال دوم) ظاهر الفساد است و اطلاق كلمه «یوم» بر قطعه‌ای از زمان كه حوادث زیادی را در بردارد، زیاد است و استعمال شایعی است».

و سپس به آیه 140 سوره آل عمران و 102 سوره یونس استشهاد می‌جویند و می‌نویسند:

«پس دو روزی كه خداوند زمین را در آن دو خلق كرد دو قطعه زمان است كه زمین در آن دو مرحله كامل شد. و اینكه یك روز نفرمود دلیل این است كه دو مرحله متغایر بوده مثل مرحله مذاب بودن و جامد یا مثل آن.»

و سپس شش روز بودن خلقت آسمانها و زمین را متذكر می‌شوند و بیان می‌كنند كه چهار مرحله آن در سوره فصلت بیان شده است دو مرحله در مورد خلقت زمین و دو مرحله در مورد خلقت آسمان(از مرحله دخان بودن تا تسویه آسمانهای هفتگانه) و سپس توجیه خاصی برای «اربعة ایام» (فصلت/10) می‌كنند كه در مبحث بعدی ذكر می‌كنیم.[20]

2ـ استاد مصباح یزدی در مورد شش روز (ستة ایام، اعراف /54) دو احتمال را مطرح می‌كنند:

الف ـ شش روز هفته (روزهای معمولی):

ایشان متذكر می‌شوند كه در میان بنی‌اسرائیل و اهل كتاب بویژه یهود این مطلب شهرت داشت كه خداوند آفرینش را از یكشنبه آغازید و در جمعه به پایان برد و شنبه را به استراحت پرداخت. و سپس متذكر می‌شوند: ظاهرا این احتمال خیلی بعید است زیرا «روزها» از نظر علم جغرافیا عبارتند از مدت حركت زمین به دور خودش (حركت وضعی) و در لغت گاه روز را در برابر شب به كار می‌بریم كه در عربی«نهار» می‌گویند. و یوم: اعم است از روز تنها یا شبانه‌روز. قبل از پیدایش زمین و خورشید و آسمان تصور روز ممكن نمی‌بود. و شنبه و یكشنبه‌ای در میان نبود. اگر نص قاطعی نیز در این مورد می‌داشتیم در نهایت می‌توانستیم گفت كه: روز در این مورد یعنی زمانی به اندازه بیست و چهار ساعت ولی چنین نصی نیز نداریم.

ب ـ شش دوره خلقت:

ایشان، با بررسی واژه «یوم» در قرآن می‌گوید كه «یوم» در معانی غیر از «روز» هم به كار رفته است و آیات یوسف / 54، نحل/8 و حج /47 و معارج /4 و حدیثی از نهج‌البلاغه را شاهد می‌آورد. و سپس نتیجه می‌گیرد كه: از بررسی این همه می‌توان گفت كه احتمال اینكه منظور از شش روز، شش دوره خلقت باشد بعید نیست.

و سپس با ذكر آیات 9ـ12 فصلت می‌نویسند: می‌توان احتمال داد كه منظور از دو روز، در آفرینش آسمان دو مرحله خلقت باشد: در یك مرحله به صورت گاز یا دود(دخان). و مرحله بعدی به صورت آسمان هفتگانه.

در زمین نیز به همین قرار: یك روز به گونه گاز یا مایع و روز دیگر مرحله‌ای كه به صورت جامد درآمده است(كه هنوز مركز زمین مایع است).[21]

3ـ استاد مكارم شیرازی[22]با توجه به آیات 54 سوره اعراف و 9-12 سوره فصلت و یافته‌های علمی، دوران‌های احتمالی شش گانه خلقت را اینگونه مطرح كرده‌اند:

اول: مرحله‌ای كه جهان به صورت توده گازی شكل بود.

دوم: دورانی كه توده‌های عظیمی از آن جدا شد و بر محور توده مركزی به گردش درآمد.

سوم: مرحله‌ای كه منظومه شمسی تشكیل یافت(از جمله خورشید و زمین).

چهارم: روزی كه زمین سرد و آماده حیات گردید.

پنجم: مرحله بوجود آمدن گیاهان و درختان در زمین.

ششم: مرحله پیدایش حیوانات و انسان در روی زمین.

ایشان در تفسیر آیات 9-12 سوره فصلت چند نكته را یادآوری می‌كنند:

الف ـ استعمال «یوم» و معادل آن در فارسی (واژه روز) و در لغات دیگر به معنی «دوران» بسیار رایج و متداول است.

ب: در مورد كلمه «ثم» «ثم استوی الی السماء»[23]كه ظاهرا خلقت آسمان‌ها را پس از خلقت زمین و متعلقات آن قرار داده است می‌نویسند:

تعبیر «ثم» (سپس) معمولاً برای تأخیر در زمان می‌آید ولی گاه به معنی تأخیر در بیان می‌باشد. اگر به معنی اول باشد مفهومش این است كه آفرینش آسمانها بعد از خلقت زمین صورت گرفته است ولی اگر به معنی دوم باشد هیچ مانعی ندارد كه آفرینش آسمانها قبلاً صورت گرفته و زمین بعد از آن، ولی به هنگام بیان كردن، نخست از زمین و ارزاق، كه مورد توجه انسانهاست شروع كرده و سپس به شرح آفرینش آسمانها پرداخته است.

معنای دوم گذشته از این كه با اكتشافات علمی هماهنگ‌تر است با آیات دیگر قرآن نیز موافقت دارد. و سپس به عنوان شاهد آیات 27ـ33 سوره نازعات «ءأنتم اشد خلقا ام السماء بناها رفع سمكها فسواها و اغطش لیلها و اخرج ضحاها و الارض بعد ذلك دحاها» را ذكر می‌كنند. كه روشن می‌سازد مسایل مربوط به زمین بعد از آفرینش آسمان‌ها بوده است.

سپس مطالبی راجع به آسمان‌های هفتگانه و آسمان دنیا و «اربعة ایام» در آیه 10 سوره فصلت بیان می‌كند كه در جای مناسب مطالب ایشان را ذكر خواهیم كرد.[24]

4ـ آقای دكتر موریس بوكای در مورد مراحل شش گانه خلقت پس از توجه به این نكته كه: در تورات سخن از شش روز متعارف است كه خدا در روز هفتم (روز شنبه كه آن را «سبت» می‌خوانند) به استراحت می‌پردازد. و این روز همین فاصله زمانی واقع بین دو طلوع یا دو غروب متوالی خورشید برای ساكن زمینی است. متذكر می‌شود كه: در قرآن كریم كلمه یوم بكار رفته كه بمعنای دوره می‌آید و سخن از روز هفتم استراحت نیست و این نكته از عجایب علمی قرآن است ایشان سپس آیات 54 سوره اعراف و 9ـ12سوره فصلت را مطرح می‌كند و به بحث می‌پردازد.[25]

سپس در مورد مراحل خلقت از نظر علوم جدید می‌نویسد:

«دانش نو می‌گوید كه جهان از جرم گازی با دوران كند تشكیل شده و جزء اصلی آن هیدروژن و بقیه هلیوم بود سپس این سحابی به پاره‌های متعدد با ابعاد و اجرام قابل ملاحظه‌ای تقسیم شد... و همین جرم گازی بعدها كهكشانها را تشكیل داد... و در اثر فشارها و نیروی جاذبه و پرتوهای وارده باعث شروع واكنشهای (گرما ـ هسته‌ای) شد و از اتمهای ساده اتمهای سنگین بوجود آمد و هیدروژن به هلیوم و سپس كربن و اكسیژن تبدیل می‌گردد تا به فلزات و شبه فلزات منتهی می‌شود.» [26]

نتیجه‌گیری می‌كند كه: جریان كلی خلقت دو مرحله داشته است:

الف: تكاثف و تراكم توده‌ای گازی در حال چرخش.

ب: انفكاك آن به صورت پاره‌هائی با استقرار خورشید و سیارات منجمله زمین.[27]

سپس یادآور می‌شود كه طبق آیات 9ـ12 سوره فصلت نیز همین دو مرحله لازم بود تا اجسام آسمانی و زمین تكوین یابد. اما در مورد چهار دوره بعد كه مربوط به زمین و گیاهان و حیوانات است یادآور می‌شود كه زمین چند عصر و دوره زمین‌شناسی دارد كه انسان در عهد چهارم پدید آمد.[28]