درس علوم تجربي كه يكي از دروس اصلي دوره‌هاي ابتدايي و راهنمايي تحصيلي است و زير شاخه‌هاي آن در رشته‌هاي علوم تجربي و رياضي متوسطه استفاده مي‌شود به نوبة خود بايد بتواند:

1ـ به نيازهاي فطري دانش‌آموزان در زمينة شناخت محيط اطراف خود پاسخ دهد و به آنان در پي بردن به شگفتي‌هاي جهان خلقت كمك كند و معرفت آنان را نسبت به خالق جهان افزايش دهد.

2ـ آنها را با دانش و بينش مورد نياز زندگي حال و آينده آشنا سازد و باعث توسعة سواد علمي فناورانه (تكنولوژيك)[2] در آنها شود.

اهداف علوم تجربي را در مقاطع تحصيلي (ابتدايي، راهنمايي، متوسطه) مي‌توان در سه حيطة اصلي و اساسي (دانشي، مهارتي، نگرشي) در نظر گرفت كه سعي مي‌شود به (مهارت مشاهد  )كه از اساسي‌ترين مهارت يادگيري است اشاره شود.

.مهارت مشاهده

انسان تا چيزي را مشاهده نكند كنجكاو نمي‌شود، برخي از مشاهده‌ها به طور اتفاقي ما را به تفكر وا مي‌دارند و بعضي ديگر حالت گذرا دارند" توانائيهاي مشاهده را مي‌توان آموخت و انها را مي‌توان راهنمايي كرد و آموزش داد كه مشاهدة هدف‌داري انجام دهند و درست مانند كارگاهي عمل كنند كه به دنبال نشانه‌ها و ردپاهاست تا بتواند جزئيات موضوع و حادثه را كشف كند بنابراين توانايي مشاهدة دقيق، اساسي‌ترين مهارت در فرآيند آموزيش علوم تجربي است.

مشاهده فرآيندي است كه با بكار بستن حواس، به پديده‌هاي محيط اطراف خود با دقت توجه مي‌كنيم و سعي مي‌كنيم از جزئيات آنها بيشتر آگاه شويم.

از ديدگاه اتخاذ تصميمات آموزشي و يا اداري، مشاهده فرآيند منظم نظارت و ثبت رفتار به منظور اخذ تصميمات آموزشي يا اداري و ديگر خدمات مربوط به فراگيري است.

مهمترين نوع اعمالي كه نشان دهندة مشاهد‌ة عملي هستند عبارتند از:

1ـ استفاده از چند حس 2ـ توجه به جزئيات مربوط به جسم و محيط پيرامون آن 3ـ مشخص كردن شباهتها و تفاوتها 4ـ تشخيص رخ دادن وقايع 5ـ استفاده از وسايل كمكي حواس براي پي بردن به جزئيات

در ابتداي اكثر فصلها و بخشهاي( يا هر واحد يادگيري )كتب مقاطع مختلف تخصيلي بخش ورودي[3] با تصوير يا عكسي تحت عنوان، تصوير عنواني، واحد يادگيري طراحي شده است.

در صورتي كه از فراگيران بخواهيم در مورد اين تصاوير يا عكس‌ها هر چه را مشاهده مي‌كنند، بصورت شفاهي يا كتبي بيان كنند، با نظرات و ايده‌هايي مواجه مي‌شويم كه به دليل تحربيات قبلي‌شان ممكن است با يكديگر متفاوت باشند.

بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه پرورش مهارت مشاهده و تشكيل مفاهيم در ذهن " متناسب با آموزشها و تجربيات قبلي‌شان" با هم در ارتباط هستند و اين سبب مي‌شود كه فراگيران آگاهانه در جستجوي اطلاعاتي باشند كه بر دانش آنان مي‌افزايد.

براي مثال: در ابتداي فصل (1) كتاب فيزيك سال اول دبيرستان (چاپ 85) عكسي (كورة خورشيدي) طراحي شده است، هنگاميكه از فراگيران سال اول دبيرستان پرسيده مي‌شود كه با مشاهدة دقيق اين عكس، نظرات خود را بيان كنيد. با جوابهاي زير مواجه مي‌شويم.

 

ـ عكس يك ساختمان بزرگ و بلند است كه يك ساختمان كوچك ديگر مقابل آن قرار دارد.

ـ عكس يك ساختمان بلند است كه پنجره‌هاي نماي بيروني آن شيشه‌اي است و عكس آسمان يا آب استخر مقابل آن در آن افتاده است.

ـ عكس ساختماني است كه نماي بيروني آن آينه‌كاري شده است.

ـ عكس ساختماني است نماي بيروني آن فرو رفته است و از آينه مقعر ساخته شده است.

ـ و جوابهايي مشابه جوابهاي فوق

اما درصد بسيار اندكي از آنها به جملة ابتداي فصل (انرژي و شما) و يا جملة زير عكس (آيا مي‌دانيد، چگونه مي‌توان انرژي تابشي خورشيد را مهار كرد؟) توجه مي‌كنند و با دقت در مفهوم اين جملات به پيش‌بيني اينكه چگونه مي‌توان انرژي نورخورشيد را مهار كرد و يا چگونه مي‌توان با استفاده از تعداد زيادي آينة مقعر نور خورشيد را در نقطه‌اي متمركز نمود.

و از تبديل انرژي تابشي نورخورشيد به انرژي گرمايي يا ساير انرژيها بتوان در مصارف خانگي، صنعتي، مخابرات و… استفاده نمود.

با دقت در جوابهاي ارائه شده (مهارت تفسير بعد از عمل مشاهده) توسط فراگيران مي‌توان پي برد:

ـ مشاهدات اكثراً بصورت كلي و به جزئيات كمتر توجه شده است.

ـ توانايي، انجام مهارتهاي تفسير، پيش‌بيني، فرضيه‌سازي و در نتيجه جمع‌بندي و ارائةنظر متناسب با تجربيات قبلي (آموزشهايي كه پيرامون كاربرد انرژي تابشي خورشيد در مقطع راهنمايي و ابتدايي) سب كرده‌اند، بصورت مناسب و منطقي انجام نشده است.

در كتب علوم تجربي مقطع ابتدايي (بخصوص كتاب علوم تجربي پاية اول) بر آموزش مهارت مشاهده تأكيد فراوان شده است در ابتداي اين كتاب و متاب راهنماي تدريس معلم پايه اول علوم تجربي مقطع راهنمايي با ارائه و توضيح مفهوم مهارتهاي (مشاهده، طبقه‌بندي، اندازه‌گيري، برقراري ارتباط، تفسير كردن، پيش‌بيني، جمع‌آوري اطلاعات، فرضيه‌سازي، طراحي تحقيق و آزمايش كردن) سعي شده است به اهميت آموزش اين مهارتها، بصورت علمي و نهادينه كردن آنها در فراگيران توسط معلمان علوم تجربي تأكيد فراوان نمايد.

انتظار مي‌رود كه با ارائة آموزشهاي صحيح و علمي مهارتهاي يادگيري و چگونگي بكارگيري و ارزشيابي آنها، براي معلماني كه در مقاطع مختلف تحصيلي بخصوص در پاية اول ابتدايي فعاليت دارند، بتوان فراگيراني تربيت نمود كه با نهادينه كردن اين مهارتها در آنها خود به تدريج به توليد مفهوم و يادگيري عميق‌تر دست يابند و زمينة دست‌يابي آنها به سواد علمي فناورانه و پيشرفت بيشتر در اهداف و آرمانهايي كه در پيش دارند، نائل شوند.



[1] تجربه: به تأثير متقابل خود بر محيط بر محيط بر فرد تجربه اطلاق مي‌شود.

[2] سواد علمي فناورانه (تكنولوژيك): مجموعه دانستنيها و مهارتها در زمينة علوم و فناوري گفته مي‌شود كه هر انسان براي زندگي كردن به آن نياز دارد.

[3] در نگاههاي جديد يادگيري ـ كه به يادگيري معنادار، ساخت‌گرايي، رشد شناختي و فراشناختي اهميت فراوان‌تري مي‌دهند ـ بخش ورودي يك واحد يادگيري از اهميت برخوردار است. در واقع اين بخش به منظورهاي زير سازماندهي مي‌شود.ايجاد انگيزه در يادگيرنده  2-مشخص كردن حوزه وموضوع يادگيري  3-ايجاد ارتباط بين

موضوع يادگيري وكاربردهاي ان در زندگي فراگير(اهداف   Relevance  (